تبليغاتX
حه‌وت کانی

بنده ص.افشین اهل شهرستان نقده هستم، هدف از ساخت این وبلاگ مقابله با خطری است که از جانب پان ترک تمامیت ارضی ایران عزیز را تهدید می کند ومدعی شده اند که استان موکریان (اصطلاحاً آذربایجان غربی) بخشی ازتورکستان بزرگ (از چین تا بلغارستان) است. امیدوارم تمام دوستان کُرد وآذری که در مورد شهر نقده یا در مورد پان تورک مطلب می نویسند در بخش پیوندهای این وبلاگ گردآورده شوند. لطفا وبلاگ خود را بخش نظرات معرفی کنید تا به پیوندها افزوده شوید.برای استفاده از تمام مطالب وبلاگ از آرشیو وبلاگ کمک بگیرید. در این امر خطیر از همه ایران دوستان یاری می طلبم...
گر چه انتخابات در سیستم جمھوری اسلامی به شیوه ای دمکراتیک و آزاد برگزار نمی شود، اما این انتخابات از آنرو با انتخابات گذشته متفاوت است که در برنامه برخی از نامزدها از خواستھای ملیتھای تحت ستم ایران سخن به میان آمده و برخی از ستم ها و تبعیضات و محرومیت هایی که در جمھوری اسلامی نسبت به این خلقھا اعمال شده مورد اشاره قرار گرفته است. این مساله به نوبه خود امری مثبت و اعتراف به واقعیتی است که تاکنون انکار گردیده است. بدون در نظر گرفتن این نکته که آیا نامزدها به اجرای وعده های انتخاباتی خویش وفادار خواهند ماند یا خیر، باید اذعان کرد مطرح ساختن این مسائل در جریان انتخابات ریاست جمھوری ایران امری مثبت بشمار می رود. بدیھی است که مطرح ساختن این مسائل نتیجه مبارزه و فداکاری فرزندان ملت کرد در طول ٣٠ سال حاکمیت جمھوری اسلامی ومبارزه پیگیر و مصرانه ملیتھای تحت ستم ایران در چند سال گذشته و پیشاپیش همه آنھا ملت آذري و کرد در راه احقاق حقوق مشروع خویش است.

سیاست و موضع مردم كردستان در این انتخابات بر این اصل استوار است که ملت کرد نسبت به این انتخابات بی تفاوت نباشد و تآثیر و نقش ملت کرد در معادلات سیاسی ایران نمایان گردد.مساله کرد در داخل کشور و در تھران به مساله مورد بحث مجامع و توده های مردم و ارگان ها، نھادها و مراکز رسمی كشور بدل گردد....

لطفاْ به ادامه مطلب توجه فرمایید.


در ادامه همین بحث مینویسند که '' به هر حال درباره تقسيم قومي در عراق قبلاً من نوشته ام [http://www.ghandchi.com/446-IraqPartition.htm] که فدراليسم نيست و توضيح داده ام که به نفع عراق هم نيست، وليکن موضوع عراق به مردم عراق مربوط است و نه به جنبش سياسي ايران''.4 اینجا چند پرسش لازم است؛ که اگر سیستم سیاسی فعلی عراق فدرالی نیست پس چی هست؟ اگر موضوع عراق و (لابد سیستم سیاسی عراق و موقعیت کردها در عراق) به مردم عراق مربوط است، پس فدرالیسم آمریکایی با دنیایی تفاوت و فاصله در جهات گوناگون زبانی، دینی، جغرافی و فرهنگی و غیره، چه ارتباطی با ایران و کردها دارد؟ در صورتی که شباهت بین ترکیب ایران و عراق بسیار بیشتر از شباهتهای بین ایران و آمریکاست.

 
ایشان در ادامه میفرمایند که '' بنظر من اول نيروهاي کرد ايران خوب است بخود هيچ شبهه اي ندهند که متحد آنها در آينده، جنبش سياسي ايران است، و نه دولت کردستان عراق''.5 من در جواب این نظر تنها به تاریخ پناه میبرم و عرض میکنم که اگر کردها نتوانند پشتیبان همدیگر باشند، در حال و آینده، من خود شخصا معتقد به وجود دایه‌ مهرباتر از مادر نیستم و کشتن و ترور رهبران کرد همچون حمزه‌آقای منگور، اسماعیل آقای شکاک، پیشوا قاضی محمد، دکتر قاسملو ، دکتر شرفکندی و دهها رهبر دیگر(حتی در حین مذاکره) در زمانها و توسط حکومت و رژیمهای مختلف غیرکرد در ایران را به شاهد میگیرم.
در چند سطر آخر میفرمایند که '' و فراموش کنيم که تنها راه موفقيت جنبش مردم در کردستان در گرو موفقيت مبارزات همه مردم ايران در ايجاد يک رژيم دموکراتيک و سکولار است و نه در عمل کردن در جدائي از بقيه ايران'' .
والله چه عرض کنم، اولا هیچ یک از چهارده حزب کردستان(ایران) سخن از جدایی و کشور مستقل نزده‌اند (بجز پژاک آنهم در مقطعی کوتاه) بلکه همگی خواهان خودمختاری یا فدرالی وآزادی اند و آقای قندچی خودشان در ارتباط هستند، دوما موفقیت داریم تا موفقیت، یعنی تا موفقیت چی باشد، سوما تازه اگر هم آینده سرنوشت کردستان را به‌سوی کردستان مستقل و جدا از عرب و فارس و ترک کشاند، مگر آذربایجان و بحرین ضرر کردند بعداز جداشدن از ایران تا بعداز جدایی کردها از ایران کردستان دچار افلاس شود؟ ولی کردها همیشه ایران بزرگ را به کردستان مستقل ترجیح میدهند. پس بیایید ایران بزرگ را بسازیم که به قول کاوه اهوازی راه ایران بزرگ از کردستان میگذرد، پس:

بژی ایران بزرگ من

بژی کردستان بزرگ ایران

لطفاً به ادامه مطلب توجه فرمایید ....


براي اينكه جوهر تفكر ناسيوناليستهاي تركگرا در ايران را بشناسيم  به تبليغات و شيوه برخورد آنان با «مسئله» استان موکریان و اروميه ميپردازم.  چند سالي است كه ناسيوناليستهاي ترك در ايران به انحاء مختلف نگراني خود را از «تغيير تركيب جمعيتي» بخشي از آذربايجان اعلام ميدارند و خواهان جلوگيري از اين امر ميباشند. اولين بار چندتن ازکوته بینان, نمايندگان مجلس و نهادها و انجمنهاي فرهنگي آذری  در نامه اي كه براي  خاتمي نوشتند از وي خواستند كه تمهيدات لازم را بكار گيرد تا از«تحميل قره باغي ديگر بر پيكر آذربايجان» جلوگيري نمايند. آنها ضمن توهين و بي احترامي به شهروندان ايراني همسايه خود از مقامات دولتي ميخواهند كه جلوي «زاد و ولدهاي بي حد  و حصر و مهاجرت هاي بي رويه و ایجاد آشوب به سبک اجدادشان» كردها را بگيرند. دكتر محمود چهرگاني از امضا كنندگان اين نامه خود در گزارشي كه در امريكا منتشر نموده است با افتخار اعلام ميكند كه تركها هفت ميليون از جمعييت تهران را تشكيل ميدهند و احمد رضا حكيمي پور از ديگر امضا كنند گان اين نامه خود عضو شوراي شهر تهران ميباشد.

بهزاد كريمي از رهبران آذری سازمان فدائيان خلق «اكثريت» نيز در گزارشي به كنگره ششم سازمان فدائيان خلق«اكثريت» تحت عنوان «برخي ملاحظات پيرامون حركت ملي آذربايجان» از توطئه مشترك دولت جمهوري اسلامي و حزب پ.ك.ك براي «تغيير تركيب جمعيتي غرب آذربايجان» و«ايجاد ديواري  گوشتي از كردهاي منطقه بين ايران و تركيه» خبر ميدهد.  اين عضو ارشد فدائيان كه به نظر ميرسد  رهبري لوبي ناسيوناليستهاي ترك را در درون بزرگترين سازمان سياسي چپ ايران در دست داشته باشد در اين گزارش آورده است«جمهوري اسلامي ايران...سياست بهم زدن توازن جمعييت در نوار مرزي به سود كردها را برگزيده و با هدف برپاكردن يك ديوار گوشتي در برابر تركيه, قصد ايجاد استان كردنشين جديدي به نام «مكريان» در اين منطقه را دارد. اجراي اين سياست بر عهده قرارگاه حمزه محل استقرار سپاه پاسداران در شمال غرب كشور قرار گرفته و حزب پ.ك.ك كه در تحقق اين سياست قوياً ذينفع است, با ايفا نقش دستياري سپاه, در پياده شدن اين نقش, فعالانه حضور دارد.»

  آقاي بهزاد كريمي بدون دقت در اين امر كه منطقه مكريان كه شامل شهرهاي كردنشين مهاباد, بوكان, سردشت، نقده و ...ميشود, اصلا با تركيه هم مرز نيست بلكه با عراق هم مرز ميباشد و منطقه اي است  كه جمهوري كرد مهاباد برهبري قاضي محمد در اوان جنگ دوم جهاني در آن تشكيل شد, اشكار مي سازد كه ادعاهاي ايشان از اساس بدون پايه  بوده و تنها تكرار تبليغات ناسيوناليست هاي افراطي ميباشد كه زمينه سازي پاكسازي قومي را در «موکریان» مي چينند. و اين امر بر همه آشكار هست كه هموطنان آذری ما هيچگاه در مناطق كوهستاني مرزي ايران و تركيه زندگي نكرده اند ودر اين مناطق هميشه هموطنان كرد بوده اند.  كساني كه كوچكترين اطلاعاتي راجع به استان داشته باشند ميدانند كه جمهوري اسلامي هميشه تمام قدرت منطقه را به عوامل خود يعني افرادي مثل ملا حسني نماينده تام الاختيار ولي فقيه داده است و در بيشتر موارد با كردهاي ساكن اين استان كشور مثل شهروندان درجه سوم  برخورد شده است و ميشود. عبدالرحمن قاسملو از كردهاي اروميه و رهبر سابق حزب دمكرات كردستان ايران در اوايل انقلاب با راي تمام ساكنين استان براي نمايندگي در مجلس خبرگان قانون اساسي انتخاب شد ولي هرگز به وي اين اجازه داده نشد كه پا به مجلس مذكور بگذارد.در رابطه با مسئله مهاجرت روستائيان به شهرها هم اين امري بسيار طبيعي ميباشد كه هموطنان كرد ساكن روستاها و شهرهاي اين استان به مركز استان يعني اروميه مهاجرت كنند, براي اينكه امكانات زندگي و كار در مراكز استانها و در درجه بالاتر ميباشد. آقاي بهزاد كريمي و ديگر ناسيوناليستهاي آذری  كه خود به كشورهائي هزاران كيلومتر دور از سرزمين مادري شان مهاجرت كرده اند, و در كشور جديدشان آزادند در هر كجاي آن بخواهند زندگي كنند, چگونه اين اجازه را به خود ميدهند با حق زندگي و كاركردن  شهروندان ايراني در يكي از شهرهاي ايران مخالفت كنند؟ آيا به اين ترتيب بايد شهروندان فارس ايران از تغيير تركيب جمعيتي تهران جلوگيري نمايند؟ حجت ااسلام حسني امام جمعه شيعيان اروميه و نماينده ولي فقيه در استان موکریان كه از سردمداران ناسيوناليزم قومي_مذهبي آذربايجانيها نيز  ميباشد  بارها در خطبه هاي نماز جمعه تاكيد كرده است كه «اروميه شهر شيعه هاست و شيعه خواهد ماند». بنابه گزارش روزنامه صبح امروز حسني در خطبه جمعه 7 اسفند  1378 در رابطه با نتايج انتخا بات مجلس ششم كه درآن مانند همیشه يك شهروند كرد از طرف اكثريت اهالي اروميه و نقده براي نمايندگي انتخاب شد گفت« حسني آراي اروميه و نقده را قلابي, حزبي و ائتلافي خواند و افزود: براي حزب اسلام و قرآن و شيعه مطرح نيست, براي حزب دين و مذهب مهم نيست.آدم حزبي سر امام صادق را مي برد تا حرفش را به كرسي بنشاند! فهميديد؟ يا نه؟ وي گفت من دلايل فراواني دارم هر كس بخواهد مرا محاكمه كند دولت و ملت و دادگاه ويژه روحانيت و ملت و دادگاههاي دنيا بخواهند محاكمه ام كنند من حاضرم و هيچ باكي هم ندارم! اروميه را سالها اسماعيل اقا(معروف به سمکو از رهبران ايل كرد شكاك در اروميه در سالهاي جنگ جهاني اول) و ديگران غارت كردند و مثل گاو دسته دسته آدم كشتند اما اينجا شيعه ماند»


روی سخنم با تلاشگران آزاديخواه و مداراجوی جنبش هويت طلبی آذربايجان است، که به گمان من شايسته و سزاوار پشتيبانی همه جانبه همه هواداران جنبش آزاديخواهی ايرانند و بر همگان است که آنان را در رسيدن به خواسته‌هایشان ياری کنند. از ياد ولی نبايد برد که اين جنبش نيز مانند همه جنبشهای اجتماعی که هنوز در نيمه راه تکوينند، از بيماريهای جانفرسا و مرگ آوری رنج ميبرد، که بزرگترين و مرگ آفرينترين آنها درغلتيدن از يک نوع نژاد پرستی (ساخته اوهامتشان) به نوع ديگری از آن است (پان ترکيسم) وبه قول ما کردها از ترس آب به آتش پناه ببرند. همه جنبشهای مردمی بنا بر طبيعتشان مانند رود خروشانی که از کوهساران سرازير ميشود، با خود نه تنها آب زندگانی بخش که انبوهی گل و لای و خس و خاشاک  نيز به همراه می‌آورند: پان تورکيستها و کسانی که فرهنگ ديگر خلقهای غير ترک را خوار ميشمارند، گل و لای و خس و خاشاک اين جنبشند. سخن تنها بر سر اينست که همه ما از پارس و آذری و کرد و عرب و بلوچ باید نژادپرستان را از خود برانيم و صفهای مبارزه خود را از وجود آنان پاک کنيم

 
لطفاْ به ادامه مطلب توجه فرمایید....

ما در جهان امروز زندگی میکنیم، منافع مشترک داریم و به‌ آینده‌ای فکر میکنیم که‌ در آن کرد، فارس، عرب و آذری همه‌ ملتهای خاورمیانه‌ با حقوقی برابر در صلح و صفا زندگی کنند. الان هم مجبوریم با هم باشیم و باهم زندگی کنیم ، ولی نه‌ بافشار و تحقیر بلکه ‌با دیالوگ و قبول کردن همدیگر و به‌ شیوی درست و منطقی که‌ ‌باپرنسیپهای جهان امروزهمخوانی داشته‌ باشد. اگر کسانی بنام دفاع از آذری و آذری زبان و غیره تصور میکنند باریکه‌ ارومیه تا مادکوه از سرزمین ایران یا کردستان جداست، شاید تنها آن زاویه باریک کردستان ایران را ببینند و سرزمین وسیع فلات ایران را فراموش کنند، و به‌ قول معروف با دیدن درخت جنگل را نبینند. کردستان در بین سه کشور اشغالگر تقسیم شده‌ است و در آینده‌ی که‌ به‌ آزادی برسد و به آغوش میهن اصلی بازگردد دیگر ارومیه و دیگر شهرهای خود را به‌ نحوی در آغوش میکشد که‌ دیگر جدایی ممکن نباشد.به هر حال اگر از تاریخ وجغرافیا و .... بگذریم و به امر واقع بپردازیم سالهاست ملتهای ما با هم زندگی می کنند و تاریخی مملو از درد و رنج و چه بسا همدردی و همپیمانی تاریخی دارند. ما باید از گذشته‌ بیاموزیم و بدانیم که‌ در هر مقطع چه باید کرد و چه‌ نباید کرد. انسان عاقل و منطقی با درک واقعیتها باید کار و برنامه‌ ریزی کند، نه‌ به‌ خیال اینکه‌ فلانی مهاجر و فلانی غیر خودی است تخم تفرقه‌ بیفکند. بگذار این سئوال اساسی را برای همه ملیتهای که‌ در این قسمت از خاک کردستان زندگی می کنند مطرح کنیم ، آیا کدام یک از این ملیتها می توانند آن یکی را از این سرزمین بیرون براند وادعای مالکیت مطلق این سرزمین را مطرح کند؟؟به نظر من جواب خیلی واضح است، هیچ یک از این ملتها نه‌ قادرند و نه‌باید این خیال را در سر بپرورانند. دنیای امروز دنیای عقل و منطق است و اجازه‌ این کار را به‌ هیچ کس وگروهی نمی دهد، حتی اگرقدرت آن را هم داشته‌ باشد.پس چه باید کرد؟آیا بساط جنگ و نزاع و کشتار بیاندازیم. نه‌، چرا که‌ سر انجام هر جنگ و نزاعی باز صلح و آشتی است. اگر اسرائیل وفلسطین توانسته‌ اند بعد از نیم قرن همدیگر را شکست بدهند، بیایید ما هم این راه ویرانگر و دل خراش را انتخاب کنیم. اگر آنها نتوانسته‌اند به‌ چاره‌ای برسند، پس چرا ما یک بار دیگرآن را امتحان کنیم. آزموده‌ را آزمودند خطاست. اگر بعد از این همه‌ جنگ و خون ریزی تازه‌ می خواهند با هم بشینند راه چاره‌ ای بیابند، باید دیگران هم درسی از آن بگیرند.

لطفاْ به ادامه مطلب توجه فرمایید ...


دور از انتظار نیست که سالهای آینده شاهد تجزیه عراق به 3 کشور کوچک - کردستان - منطقه شیعه نشین و سنی نشین باشیم . همانطور كه در اكتبر سال 2007 سناي آمريكا با بيشترين آرا راي به تقسيم عراق به سه كشور كوچك را داد . بدون تردید پس از چنین اقدامی چند سال پس از تجزیه عراق نوبت به تجزیه کردستان ترکیه خواهد رسید. و کمتر از نیمی از خاک ترکیه به کردستان جنوبی متصل خواهد شد . با آنکه در ترکیه کردها را ترک(ترک کوهی) می نامند و عمر موسی رئیس اتحادیه عرب امسال در پارلمان کردستان جنوبی اعلام کرد که کردستان بخش جدایی ناپذیر از سرزمین اعراب است ولی کردها بدون شک هیچ وابستگی به ترکیه و عراق و سوریه ندارند و میتوان به آنان حق داد که بخواهند از دو ملت ترک و عرب جدا باشند ولی ایران مادر و موطن اصلی آنان است . کردها خود یکی از پایه گذاران ایران بوده اند و هیچ جایگاهی سرافرازانه تر از ایران در جهان نخواهند داشت . وبرای آنکه مطرح باشند باید دست از تمدن چهار هزار ساله شان بکشند و از نو خود را معرفی کنند و چهار هزار سال دیگر منتظر بمانند یا به مانند آذری ها دست به جعل تاریخ خود و اطرافیانشان بزنند تا شاید به حساب آیند. هیچ یک از اقوام ایرانی که بیگانگان آنها را از ایران جدا کردند ( ازبکها - تاجیکها - تورکمنها - آذریها - ارمنیها و . . .) امروزه در جهان مدرن و پیشرفته هیچ جايگاهي ندارند .
 
 
برای خواندن ادامه پست روی ادامه مطلب کلیک نمایید...

دراين پست سعي در تحليل  پديده ي تجزيه خواهي در ميان بر خي از ايرانيان دارم. پژوهش در عوامل دروني ايران وعوامل بين المللي در جهت آشكار شدن علت  اين جريان الزاميست وهدف از نوشتن این پست نشان دادن این نکته است که پان ترک بازیچه ی دست پان ترک بزرگتراست و روزی توسط همان  پان ترک خورده خواهد شد.

1. آقاي عباس لساني از پان تركهاي معاصر مدتي پيش در نامه سرگشاده خود از فرقه دموكرات آذربايجان به نام قيام مردمي ! ياد كردند . جاي اين پرسش باقيست كه اگر اين جريان مردمي بود پس چرا اعضاي آن تا آخرين  نفس مقاومت نكرده فوج فوج به كشور شوروي پناهنده شدند؟...

 

2. بدرستي ايرانيان در بررسي تاريخ ايران به دوران پيش از اسلام بيشتر مفتخرند تا پس از اسلام ولی به دليل برخي از تنگ نظريها  از جانب مسئولين تصويري نه چندان آشكار از آن دوران در ذهن ايرانيان وجود دارد كه درغيراينصورت اين عامل مي توانست بدليل شكوه و عظمت خود  همبستگي ملي و حس ايران دوستي را در ميان ايرانيان جلا دهد.بدليل وجود خلاء فرهنگي تاريخي  فضا براي تحريف تاريخ وهويت ملي ايرانيان  فراهم شده است تا جايي كه مشاهده مي كنيم در پايگاههاي اينترنتي عناصر پان ترك سعي شده از شخصيتهاي ملي آذري در جهت مصالح ايدئولوژيكي ايشان  سوءاستفاده شود نمونه هاي برجسته بابک خرمدین و ستارخان مي باشند و برعکس به کوروش بزرگ و فردوسی ناسزا می گویند....

لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید


ناسیونالیسم اذری تاکنون تغییرات محسوس و متناسبى در جهت تطابق با شرایط متحول ذهنى و عینى جامعه‌ى ایران پیدا نکرده‌ است و به‌ شکلى سنتى نمود خود را در تحدید ناسیونالیسم کردى می بیند.اگر از دیدگاه کردگرایانه‌ به‌ این امر نگریسته‌ شود، پر واضح است که‌ ناسیونالیسم اذری، پشرفت ناسیونالیسم کردى را به‌ معناى پیشرفت خود نمی پندارد. لذا همواره‌ جهتگیرى تهاجمى احزاب آذری معطوف به‌ تقابل با ناسیونالیسم کردى بوده‌، در حالیکه‌ مواضع تدافعى این احزاب به‌ سوى ناسیونالیسم ایرانى سوق داده‌ شده‌ است.

 

در مجموع فعالین سیاسى اذری، الگوهاى رفتارى و فکرى جنبش هویت خواهى نو ظهور آذربایجان را به‌ ارتقاء سطح اگاهى ملى ترکها در سراسر منطقه‌، تحت تاثیر اندیشه‌"پان ترکیسم" ربط می دهند. در اینجا لازم است خاطر نشان شود که‌ نگاهى اجمالى به‌ سیاستهاى رادیکال دولت ترکیه‌ در قبال کردها که‌ برخاسته‌ از دل این عقاید و نظریات مىباشد،نشان می دهد که این رویکردنه‌تنها توفیق چندانى را کسب نکرده‌ است بلکه‌ به‌ برخوردهاى خشونت امیزو فجیعى نیز منجر گشته‌ است. لذا نتجه‌ى مستقیم الگوبردارى نمادین این اندیشه‌ها از جانب احزاب آذربایجان نیز، به‌ بسط و اشاعه‌ى بى اعتمادى نسبت به‌ اهداف انان، در میان کردها منجر شده است. در واقع ترکیب مجموعه‌ ویژگیهاى سنتى و تهاجمى شخصیتهاى سیاسی اذری در قبال کردها، مطمئنا هیچ نتیجه‌ى مشخصى را در بر نداشته‌ و در اینده‌ى پیش رو، فضایى نامناسب را در راستاى ضدیت با ناسیونالیسم کردى ایجاد خواهد کرد. میتوان استنباط کرد که‌ این گرایشها سعى دارند لاپوشانى حس حقارت ناشى از تجاوزگرى ناسیونالیسم فارسى را با بکارگیرى ادبیاتى پوپولیستى، علیه‌ جنبش کردى جبران کنند (براى نمونه‌ تهدید کردها به‌ حفظ مناطق مورد ادعاى طرفین با چنگ و دندان).  این عزیزان باید بپزیرند که‌ نخستین گام در جهت حل عقلانى مسائل (تعیین مرزهاى مناطق کردنشین واذرینشین) مراجعه‌ به‌ تاریخ است. البته‌ به‌ شرطى که‌ تفسیر طرفین از تاریخ، درک و اگاهى از گذشته‌ به‌ منظور فهم زمان حال باشد...


در سال 1962 کُردها با يک نقشه جديد عربي ـ ناسيوناليستي (پان عربی) روبرو گشتند. در استان حسکه، واقع در شمال شرقي سوريه، يک سرشماري جمعيت صورت گرفت. بعنوان نتيجه اين سرشماري يک‌ شبه 120 تا 150 هزار کُرد بعنوان »افراد بي سرزمین« معرفي گرديدند.  تعداد اين انسانهاي »بي‌سرزمين« امروزه در سوريه 300 هزار کُرد می‌باشد. اين انسانها 44 سال پس از اين جريان هنوز در سزمين خود از هيچ حقي برخوردار نيستند. آنها حتي شناسنامه، گذرنامه، ... و يا هر سندي که هويت حداقل سوري آنها را نشان دهد، دريافت نمی‌دارند. آنها تنها حق برخورداري از برگه‌اي حاوي اسم و عکس خود را دارند که در آن قيد گرديده »بي‌سرزمين«. هدف رژيم سوريه از اين اقدام به اقليت تبديل کردن کُرد در استان نفت‌خيز کُردي بود. از آن زمان جامعة سوريه با مشکل به اصطلاح »مکتومين« يا »اجانب« (ثبت نشده‌ها يا بيگانگان) روبرو می‌باشد.

با اتمام بناي سد فرات در اواسط دهة 70 ميلادي، رهبري حزب بعث سوريه در دمشق ايدة جدايي و انشقاق »بهتر« مناطق کُردنشين سوريه از مناطق کُردنشين ترکيه و عراق را دنبال نمود. در اين راستا نقشة »کمربند عربي« ريخته شد. يک نوار مرزي به عمق 10 ـ 15 کيلومتر در امتداد مرز ترکيه و سوريه »خالي از کُردها« گرديد. ساکنان ديرباز اين مناطق به زور به مناطق ديگر کوچانده شدند. به جاي آنها عشاير عرب از نواحي مرکزي کشور، از منطقة سد فرات، به مناطق کُردستان آورده و در آنجا اسکان داده شدند.

به موازات اقدامات ضدکُردي فوق تعقيب سياسي کُردها شدت يافت. دهها سياستمدار کُرد دستگير و براي سالهاي طولاني بدون محاکمه پشت ميله‌هاي زندان حبس شدند. زبان کُردي، نشريات و کتب کُردي، موسيقي کُردي، نامهاي کُردي افراد، مناطق، شهرها، اماکن، ميادين و ... ممنوع گرديدند. در آنزمان کُردها فقط مخفيانه می‌توانستند، مراسم نوروز را جشن بگيرند. تنها از ابتداي دهة 80 بود که کُردها توانستند مراسم نوروز را کم يا بيش قانوني جشن بگيرند. اما ممنوعيتهاي عمومي عليه زبان و فرهنگ کُردي همچنان پابرجا ماندند. در سوريه نشريات، راديو و تلويزيون به زبان کُردي محلي از اعراب ندارد. تاکنون مخالفان اين تضييقات با تعقيب سياسي، شکنجه و مرگ روبرو شده‌اند، اما جنبش ملي کُرد از پاي نايستاده است. مردم کُرد سوريه از مبارزة ملي هم‌تباران خود، هم در عراق و هم در ترکيه بطور فعال حمايت نموده است. 

پس از 2001 اشکال مدني و صلح‌آميز مبارزه در بين کُردها دست بالا يافت. 11 سپتامبر، رويدادهاي کردستان عراق وبه ويژه هويت فدرال آن مهمترين عوامل يک تغيير رويکرد بود. در سالهاي 2002 ـ 2003 احزاب سياسي کُرد اعتراضات متعددي را در دمشق و شهرهاي ديگر سازماندهي نمودند. کُردها خواهان آزاديهاي فرهنگي و سياسي بيشتري شدند. اعطاي تابعيت به اشخاص »بي‌سرزمين« همچنان جزو اولين خواسته‌‌هاي آنها قرار داشت. در سالهاي اخير اعتراضات کردها در سوريه هم از لحاظ کمي و هم از حيث کيفي افزايش يافته است.

لطفاً به ادامه مطلب توجه فرمایید ...


 

تنها راه حل کم کردن رنج و ستم ملت آزادۀ کرد و ديگر ملتهاي ساکن ايران و کسب حقـوق و امتيازات ملي که تحقـق آن امکان پذير است را بايد در ایران آزاد يافت. مسئله خلقـها يکي از مهمترين و مبرترين مسائل جامعه ایران ماست که سازمانهاي سياسي بويژه سازمانهاي سياسي در شرف انتخابات ریاست جمهوری وظيفه مندند که ديدگاه خود را در بارۀ راهکارهاي حل اين مسئله ابراز دارند و بايد در نظر داشت که اين مسئله مبرم و حساس که با زندگي و خواسته هاي بر حق و عادلانه بيش از نيمي از مردم کشور عزیزمان ارتباط دارد نياز به يک کار فکري دسته جمعي و بحث و تبادل نظر در فضائي آکنده از حسن نيت توأم با واقـعـيت گرائي و بدون محور گرائي باشد. زيرا اگر زمينه هاي حل اين مسئله به شيوه اي منطقي مطرح نگردد و مورد بحث قرار نگيرد و بدون توجه به شرايط داخلي، منطقه اي و جهاني مورد تحليل قرار نگيرد در آينده مشکلات دشواري را در راه استقرار دمکراسي پديد خواهد آورد. زيرا تأمين حقـوق خلقـها پيش شرط دمکراسي و پيشرفت در ایران است.
نکته بسيار قابل توجه و مثبتي که در تاريخ کشورمان وجود دارد حاکي از اين است که هيچ گاه بين خلقـهاي ايران جنگ قومي و يا کينه و خصومتي وجود نداشته است و اين روابط مثبت خود مي تواند شالوده و پايه اي براي حل اين مسئله و ساختن ايراني دمکراتيک باشد.
 
لطفاْ به ادامه مطلب توجه فزمایید ...


سلماس کوردستان
خۆشه‌ویستی
سنوور
کاوه اهوازی
بزرگ مرد پارس
نقده‌ شهر مظلوم کُردها
از مغولستان تا کردستان
ئارشيو ی ما ڵ په ڕه کان