![]() بنده ص.افشین اهل شهرستان نقده هستم، هدف از ساخت این وبلاگ مقابله با خطری است که از جانب پان ترک تمامیت ارضی ایران عزیز را تهدید می کند ومدعی شده اند که استان موکریان (اصطلاحاً آذربایجان غربی) بخشی ازتورکستان بزرگ (از چین تا بلغارستان) است. امیدوارم تمام دوستان کُرد وآذری که در مورد شهر نقده یا در مورد پان تورک مطلب می نویسند در بخش پیوندهای این وبلاگ گردآورده شوند. لطفا وبلاگ خود را بخش نظرات معرفی کنید تا به پیوندها افزوده شوید.برای استفاده از تمام مطالب وبلاگ از آرشیو وبلاگ کمک بگیرید. در این امر خطیر از همه ایران دوستان یاری می طلبم... |
گرگها خوب بدانند، در این ایل غریب براي اينكه جوهر تفكر ناسيوناليستهاي تركگرا در ايران را بشناسيم به تبليغات و شيوه برخورد آنان با «مسئله» استان موکریان و اروميه ميپردازم. چند سالي است كه ناسيوناليستهاي ترك در ايران به انحاء مختلف نگراني خود را از «تغيير تركيب جمعيتي» بخشي از آذربايجان اعلام ميدارند و خواهان جلوگيري از اين امر ميباشند. اولين بار چندتن ازکوته بینان, نمايندگان مجلس و نهادها و انجمنهاي فرهنگي آذری در نامه اي كه براي خاتمي نوشتند از وي خواستند كه تمهيدات لازم را بكار گيرد تا از«تحميل قره باغي ديگر بر پيكر آذربايجان» جلوگيري نمايند. آنها ضمن توهين و بي احترامي به شهروندان ايراني همسايه خود از مقامات دولتي ميخواهند كه جلوي «زاد و ولدهاي بي حد و حصر و مهاجرت هاي بي رويه و ایجاد آشوب به سبک اجدادشان» كردها را بگيرند. دكتر محمود چهرگاني از امضا كنندگان اين نامه خود در گزارشي كه در امريكا منتشر نموده است با افتخار اعلام ميكند كه تركها هفت ميليون از جمعييت تهران را تشكيل ميدهند و احمد رضا حكيمي پور از ديگر امضا كنند گان اين نامه خود عضو شوراي شهر تهران ميباشد. بهزاد كريمي از رهبران آذری سازمان فدائيان خلق «اكثريت» نيز در گزارشي به كنگره ششم سازمان فدائيان خلق«اكثريت» تحت عنوان «برخي ملاحظات پيرامون حركت ملي آذربايجان» از توطئه مشترك دولت جمهوري اسلامي و حزب پ.ك.ك براي «تغيير تركيب جمعيتي غرب آذربايجان» و«ايجاد ديواري گوشتي از كردهاي منطقه بين ايران و تركيه» خبر ميدهد. اين عضو ارشد فدائيان كه به نظر ميرسد رهبري لوبي ناسيوناليستهاي ترك را در درون بزرگترين سازمان سياسي چپ ايران در دست داشته باشد در اين گزارش آورده است«جمهوري اسلامي ايران...سياست بهم زدن توازن جمعييت در نوار مرزي به سود كردها را برگزيده و با هدف برپاكردن يك ديوار گوشتي در برابر تركيه, قصد ايجاد استان كردنشين جديدي به نام «مكريان» در اين منطقه را دارد. اجراي اين سياست بر عهده قرارگاه حمزه محل استقرار سپاه پاسداران در شمال غرب كشور قرار گرفته و حزب پ.ك.ك كه در تحقق اين سياست قوياً ذينفع است, با ايفا نقش دستياري سپاه, در پياده شدن اين نقش, فعالانه حضور دارد.» آقاي بهزاد كريمي بدون دقت در اين امر كه منطقه مكريان كه شامل شهرهاي كردنشين مهاباد, بوكان, سردشت، نقده و ...ميشود, اصلا با تركيه هم مرز نيست بلكه با عراق هم مرز ميباشد و منطقه اي است كه جمهوري كرد مهاباد برهبري قاضي محمد در اوان جنگ دوم جهاني در آن تشكيل شد, اشكار مي سازد كه ادعاهاي ايشان از اساس بدون پايه بوده و تنها تكرار تبليغات ناسيوناليست هاي افراطي ميباشد كه زمينه سازي پاكسازي قومي را در «موکریان» مي چينند. و اين امر بر همه آشكار هست كه هموطنان آذری ما هيچگاه در مناطق كوهستاني مرزي ايران و تركيه زندگي نكرده اند ودر اين مناطق هميشه هموطنان كرد بوده اند. كساني كه كوچكترين اطلاعاتي راجع به استان داشته باشند ميدانند كه جمهوري اسلامي هميشه تمام قدرت منطقه را به عوامل خود يعني افرادي مثل ملا حسني نماينده تام الاختيار ولي فقيه داده است و در بيشتر موارد با كردهاي ساكن اين استان كشور مثل شهروندان درجه سوم برخورد شده است و ميشود. عبدالرحمن قاسملو از كردهاي اروميه و رهبر سابق حزب دمكرات كردستان ايران در اوايل انقلاب با راي تمام ساكنين استان براي نمايندگي در مجلس خبرگان قانون اساسي انتخاب شد ولي هرگز به وي اين اجازه داده نشد كه پا به مجلس مذكور بگذارد.در رابطه با مسئله مهاجرت روستائيان به شهرها هم اين امري بسيار طبيعي ميباشد كه هموطنان كرد ساكن روستاها و شهرهاي اين استان به مركز استان يعني اروميه مهاجرت كنند, براي اينكه امكانات زندگي و كار در مراكز استانها و در درجه بالاتر ميباشد. آقاي بهزاد كريمي و ديگر ناسيوناليستهاي آذری كه خود به كشورهائي هزاران كيلومتر دور از سرزمين مادري شان مهاجرت كرده اند, و در كشور جديدشان آزادند در هر كجاي آن بخواهند زندگي كنند, چگونه اين اجازه را به خود ميدهند با حق زندگي و كاركردن شهروندان ايراني در يكي از شهرهاي ايران مخالفت كنند؟ آيا به اين ترتيب بايد شهروندان فارس ايران از تغيير تركيب جمعيتي تهران جلوگيري نمايند؟ حجت ااسلام حسني امام جمعه شيعيان اروميه و نماينده ولي فقيه در استان موکریان كه از سردمداران ناسيوناليزم قومي_مذهبي آذربايجانيها نيز ميباشد بارها در خطبه هاي نماز جمعه تاكيد كرده است كه «اروميه شهر شيعه هاست و شيعه خواهد ماند». بنابه گزارش روزنامه صبح امروز حسني در خطبه جمعه 7 اسفند 1378 در رابطه با نتايج انتخا بات مجلس ششم كه درآن مانند همیشه يك شهروند كرد از طرف اكثريت اهالي اروميه و نقده براي نمايندگي انتخاب شد گفت« حسني آراي اروميه و نقده را قلابي, حزبي و ائتلافي خواند و افزود: براي حزب اسلام و قرآن و شيعه مطرح نيست, براي حزب دين و مذهب مهم نيست.آدم حزبي سر امام صادق را مي برد تا حرفش را به كرسي بنشاند! فهميديد؟ يا نه؟ وي گفت من دلايل فراواني دارم هر كس بخواهد مرا محاكمه كند دولت و ملت و دادگاه ويژه روحانيت و ملت و دادگاههاي دنيا بخواهند محاكمه ام كنند من حاضرم و هيچ باكي هم ندارم! اروميه را سالها اسماعيل اقا(معروف به سمکو از رهبران ايل كرد شكاك در اروميه در سالهاي جنگ جهاني اول) و ديگران غارت كردند و مثل گاو دسته دسته آدم كشتند اما اينجا شيعه ماند» ما در جهان امروز زندگی میکنیم، منافع مشترک داریم و به آیندهای فکر میکنیم که در آن کرد، فارس، عرب و آذری همه ملتهای خاورمیانه با حقوقی برابر در صلح و صفا زندگی کنند. الان هم مجبوریم با هم باشیم و باهم زندگی کنیم ، ولی نه بافشار و تحقیر بلکه با دیالوگ و قبول کردن همدیگر و به شیوی درست و منطقی که باپرنسیپهای جهان امروزهمخوانی داشته باشد. اگر کسانی بنام دفاع از آذری و آذری زبان و غیره تصور میکنند باریکه ارومیه تا مادکوه از سرزمین ایران یا کردستان جداست، شاید تنها آن زاویه باریک کردستان ایران را ببینند و سرزمین وسیع فلات ایران را فراموش کنند، و به قول معروف با دیدن درخت جنگل را نبینند. کردستان در بین سه کشور اشغالگر تقسیم شده است و در آیندهی که به آزادی برسد و به آغوش میهن اصلی بازگردد دیگر ارومیه و دیگر شهرهای خود را به نحوی در آغوش میکشد که دیگر جدایی ممکن نباشد.به هر حال اگر از تاریخ وجغرافیا و .... بگذریم و به امر واقع بپردازیم سالهاست ملتهای ما با هم زندگی می کنند و تاریخی مملو از درد و رنج و چه بسا همدردی و همپیمانی تاریخی دارند. ما باید از گذشته بیاموزیم و بدانیم که در هر مقطع چه باید کرد و چه نباید کرد. انسان عاقل و منطقی با درک واقعیتها باید کار و برنامه ریزی کند، نه به خیال اینکه فلانی مهاجر و فلانی غیر خودی است تخم تفرقه بیفکند. بگذار این سئوال اساسی را برای همه ملیتهای که در این قسمت از خاک کردستان زندگی می کنند مطرح کنیم ، آیا کدام یک از این ملیتها می توانند آن یکی را از این سرزمین بیرون براند وادعای مالکیت مطلق این سرزمین را مطرح کند؟؟به نظر من جواب خیلی واضح است، هیچ یک از این ملتها نه قادرند و نهباید این خیال را در سر بپرورانند. دنیای امروز دنیای عقل و منطق است و اجازه این کار را به هیچ کس وگروهی نمی دهد، حتی اگرقدرت آن را هم داشته باشد.پس چه باید کرد؟آیا بساط جنگ و نزاع و کشتار بیاندازیم. نه، چرا که سر انجام هر جنگ و نزاعی باز صلح و آشتی است. اگر اسرائیل وفلسطین توانسته اند بعد از نیم قرن همدیگر را شکست بدهند، بیایید ما هم این راه ویرانگر و دل خراش را انتخاب کنیم. اگر آنها نتوانستهاند به چارهای برسند، پس چرا ما یک بار دیگرآن را امتحان کنیم. آزموده را آزمودند خطاست. اگر بعد از این همه جنگ و خون ریزی تازه می خواهند با هم بشینند راه چاره ای بیابند، باید دیگران هم درسی از آن بگیرند.
لطفاْ به ادامه مطلب توجه فرمایید ... دور از انتظار نیست که سالهای آینده شاهد تجزیه عراق به 3 کشور کوچک - کردستان - منطقه شیعه نشین و سنی نشین باشیم . همانطور كه در اكتبر سال 2007 سناي آمريكا با بيشترين آرا راي به تقسيم عراق به سه كشور كوچك را داد . بدون تردید پس از چنین اقدامی چند سال پس از تجزیه عراق نوبت به تجزیه کردستان ترکیه خواهد رسید. و کمتر از نیمی از خاک ترکیه به کردستان جنوبی متصل خواهد شد . با آنکه در ترکیه کردها را ترک(ترک کوهی) می نامند و عمر موسی رئیس اتحادیه عرب امسال در پارلمان کردستان جنوبی اعلام کرد که کردستان بخش جدایی ناپذیر از سرزمین اعراب است ولی کردها بدون شک هیچ وابستگی به ترکیه و عراق و سوریه ندارند و میتوان به آنان حق داد که بخواهند از دو ملت ترک و عرب جدا باشند ولی ایران مادر و موطن اصلی آنان است . کردها خود یکی از پایه گذاران ایران بوده اند و هیچ جایگاهی سرافرازانه تر از ایران در جهان نخواهند داشت . وبرای آنکه مطرح باشند باید دست از تمدن چهار هزار ساله شان بکشند و از نو خود را معرفی کنند و چهار هزار سال دیگر منتظر بمانند یا به مانند آذری ها دست به جعل تاریخ خود و اطرافیانشان بزنند تا شاید به حساب آیند. هیچ یک از اقوام ایرانی که بیگانگان آنها را از ایران جدا کردند ( ازبکها - تاجیکها - تورکمنها - آذریها - ارمنیها و . . .) امروزه در جهان مدرن و پیشرفته هیچ جايگاهي ندارند .
![]() برای خواندن ادامه پست روی ادامه مطلب کلیک نمایید...
گر چه انتخابات در سیستم جمھوری اسلامی به شیوه ای دمکراتیک و آزاد برگزار نمی شود، اما این انتخابات از آنرو با انتخابات گذشته متفاوت است که در برنامه برخی از نامزدها از خواستھای ملیتھای تحت ستم ایران سخن به میان آمده و برخی از ستم ها و تبعیضات و محرومیت هایی که در جمھوری اسلامی نسبت به این خلقھا اعمال شده مورد اشاره قرار گرفته است. این مساله به نوبه خود امری مثبت و اعتراف به واقعیتی است که تاکنون انکار گردیده است. بدون در نظر گرفتن این نکته که آیا نامزدها به اجرای وعده های انتخاباتی خویش وفادار خواهند ماند یا خیر، باید اذعان کرد مطرح ساختن این مسائل در جریان انتخابات ریاست جمھوری ایران امری مثبت بشمار می رود. بدیھی است که مطرح ساختن این مسائل نتیجه مبارزه و فداکاری فرزندان ملت کرد در طول ٣٠ سال حاکمیت جمھوری اسلامی ومبارزه پیگیر و مصرانه ملیتھای تحت ستم ایران در چند سال گذشته و پیشاپیش همه آنھا ملت آذري و کرد در راه احقاق حقوق مشروع خویش است.
سیاست و موضع مردم كردستان در این انتخابات بر این اصل استوار است که ملت کرد نسبت به این انتخابات بی تفاوت نباشد و تآثیر و نقش ملت کرد در معادلات سیاسی ایران نمایان گردد.مساله کرد در داخل کشور و در تھران به مساله مورد بحث مجامع و توده های مردم و ارگان ها، نھادها و مراکز رسمی كشور بدل گردد.... لطفاْ به ادامه مطلب توجه فرمایید. در سال 1962 کُردها با يک نقشه جديد عربي ـ ناسيوناليستي (پان عربی) روبرو گشتند. در استان حسکه، واقع در شمال شرقي سوريه، يک سرشماري جمعيت صورت گرفت. بعنوان نتيجه اين سرشماري يک شبه 120 تا 150 هزار کُرد بعنوان »افراد بي سرزمین« معرفي گرديدند. تعداد اين انسانهاي »بيسرزمين« امروزه در سوريه 300 هزار کُرد میباشد. اين انسانها 44 سال پس از اين جريان هنوز در سزمين خود از هيچ حقي برخوردار نيستند. آنها حتي شناسنامه، گذرنامه، ... و يا هر سندي که هويت حداقل سوري آنها را نشان دهد، دريافت نمیدارند. آنها تنها حق برخورداري از برگهاي حاوي اسم و عکس خود را دارند که در آن قيد گرديده »بيسرزمين«. هدف رژيم سوريه از اين اقدام به اقليت تبديل کردن کُرد در استان نفتخيز کُردي بود. از آن زمان جامعة سوريه با مشکل به اصطلاح »مکتومين« يا »اجانب« (ثبت نشدهها يا بيگانگان) روبرو میباشد. با اتمام بناي سد فرات در اواسط دهة 70 ميلادي، رهبري حزب بعث سوريه در دمشق ايدة جدايي و انشقاق »بهتر« مناطق کُردنشين سوريه از مناطق کُردنشين ترکيه و عراق را دنبال نمود. در اين راستا نقشة »کمربند عربي« ريخته شد. يک نوار مرزي به عمق 10 ـ 15 کيلومتر در امتداد مرز ترکيه و سوريه »خالي از کُردها« گرديد. ساکنان ديرباز اين مناطق به زور به مناطق ديگر کوچانده شدند. به جاي آنها عشاير عرب از نواحي مرکزي کشور، از منطقة سد فرات، به مناطق کُردستان آورده و در آنجا اسکان داده شدند. به موازات اقدامات ضدکُردي فوق تعقيب سياسي کُردها شدت يافت. دهها سياستمدار کُرد دستگير و براي سالهاي طولاني بدون محاکمه پشت ميلههاي زندان حبس شدند. زبان کُردي، نشريات و کتب کُردي، موسيقي کُردي، نامهاي کُردي افراد، مناطق، شهرها، اماکن، ميادين و ... ممنوع گرديدند. در آنزمان کُردها فقط مخفيانه میتوانستند، مراسم نوروز را جشن بگيرند. تنها از ابتداي دهة 80 بود که کُردها توانستند مراسم نوروز را کم يا بيش قانوني جشن بگيرند. اما ممنوعيتهاي عمومي عليه زبان و فرهنگ کُردي همچنان پابرجا ماندند. در سوريه نشريات، راديو و تلويزيون به زبان کُردي محلي از اعراب ندارد. تاکنون مخالفان اين تضييقات با تعقيب سياسي، شکنجه و مرگ روبرو شدهاند، اما جنبش ملي کُرد از پاي نايستاده است. مردم کُرد سوريه از مبارزة ملي همتباران خود، هم در عراق و هم در ترکيه بطور فعال حمايت نموده است.
پس از 2001 اشکال مدني و صلحآميز مبارزه در بين کُردها دست بالا يافت. 11 سپتامبر، رويدادهاي کردستان عراق وبه ويژه هويت فدرال آن مهمترين عوامل يک تغيير رويکرد بود. در سالهاي 2002 ـ 2003 احزاب سياسي کُرد اعتراضات متعددي را در دمشق و شهرهاي ديگر سازماندهي نمودند. کُردها خواهان آزاديهاي فرهنگي و سياسي بيشتري شدند. اعطاي تابعيت به اشخاص »بيسرزمين« همچنان جزو اولين خواستههاي آنها قرار داشت. در سالهاي اخير اعتراضات کردها در سوريه هم از لحاظ کمي و هم از حيث کيفي افزايش يافته است. لطفاً به ادامه مطلب توجه فرمایید ...
تنها راه حل کم کردن رنج و ستم ملت آزادۀ کرد و ديگر ملتهاي ساکن ايران و کسب حقـوق و امتيازات ملي که تحقـق آن امکان پذير است را بايد در ایران آزاد يافت. مسئله خلقـها يکي از مهمترين و مبرترين مسائل جامعه ایران ماست که سازمانهاي سياسي بويژه سازمانهاي سياسي در شرف انتخابات ریاست جمهوری وظيفه مندند که ديدگاه خود را در بارۀ راهکارهاي حل اين مسئله ابراز دارند و بايد در نظر داشت که اين مسئله مبرم و حساس که با زندگي و خواسته هاي بر حق و عادلانه بيش از نيمي از مردم کشور عزیزمان ارتباط دارد نياز به يک کار فکري دسته جمعي و بحث و تبادل نظر در فضائي آکنده از حسن نيت توأم با واقـعـيت گرائي و بدون محور گرائي باشد. زيرا اگر زمينه هاي حل اين مسئله به شيوه اي منطقي مطرح نگردد و مورد بحث قرار نگيرد و بدون توجه به شرايط داخلي، منطقه اي و جهاني مورد تحليل قرار نگيرد در آينده مشکلات دشواري را در راه استقرار دمکراسي پديد خواهد آورد. زيرا تأمين حقـوق خلقـها پيش شرط دمکراسي و پيشرفت در ایران است.
نکته بسيار قابل توجه و مثبتي که در تاريخ کشورمان وجود دارد حاکي از اين است که هيچ گاه بين خلقـهاي ايران جنگ قومي و يا کينه و خصومتي وجود نداشته است و اين روابط مثبت خود مي تواند شالوده و پايه اي براي حل اين مسئله و ساختن ايراني دمکراتيک باشد. لطفاْ به ادامه مطلب توجه فزمایید ...
خود اين امر اين خطر را در خود نهفته دارد که دولت ترکيه که مترصد فرصت و بهانهای برای يورش به کردستان جنوبی است، وارد خاک عراق شود. مسعود بارزانی و رئيس نيروهای پيشمرگه در اين ارتباط به دولت ترکيه هشدار دادهاند و گفتهاند که آنها نيز در چنين حالتی بيکار نخواهند نشست و به جنگ پارتيزانی روی خواهند آورد. مهندس رحمان حاجیاحمدی، رهبر نقدهای پژاک، نيز در گفتگويی تلويزيونی گفت که در چنين صورتی يقيناً جنگ را به داخل ترکيه خواهند کشاند!!! میتوان در چنين حالتی به آسانی تصور نمود که دولتهای ايران و سوريه و سپس عربستان نيز بيکار نخواهند نشست. نتيجة چنين وضعيتی میتواند جنگ تمام عيار در منطقه، سقوط احتمالی دولت اقليمی کردستان و حتی دولت مرکزی عراق، ميليتاريزه شدن و اشغال کردستان و آوارگی ميليونها انسان و قربانی شدن هزاران تن (اکنون صدان کس است) و در نهايت شکست آزمون کردستان جنوبی و فدراليسم در اين کشور باشد. پرسيدنی است که آيا پژاک و پ.ک.ک. چنين محاسبات و پيشبينیهايي را نکردهاند؟ آيا آنها واقعاً حاضرند برای نيل به يک »موفقيت« حقير نظامی حاصله از حمله به اين يا پايگاه نظامی متعلق به دولت ايران يا ترکيه چنين بهايي را بپردازند؟ آيا چنين تاکتيکها و سياستهايي نيروهای سياسی کردستان را به جان هم نمیاندازد؟ مگر زمان طولانی بين پارت دمکرات کردستان عراق و پ.ک.ک. و بعدها بين اتحادية ميهنی کردستان عراق و پ.ک.ک. از جمله بر سر اين موضوع (يعنی بهرهگيری از خاک کردستان جنوبی بعنوان پشت جبهه در عمليات چريکی بر عليه دولت ترکيه) جنگ ويرانگر در جريان نبود؟ چه نتيجهای حاصل شد؟ کدام طرف از اين جنگ داخلی سود برد؟ دولت ترکيه يا احزاب کردستانی؟ اکنون نيز گزارشاتی دال بر وقوع درگيريهايي بين پژاک و اتحادية ميهنی رسيده است. چنانچه اين گزارشات درست باشند، دولتهای ايران و ترکيه به يکی از مهمترين اهداف خود رسيدهاند. لطفاْ به ادامه مطلب توجه فرمایید ...
هدف بنده از انتشاراین مقالات از يکسو نشان دادن تنوع فرهنگی گستردهء ايران زمين بوده و از سوی ديگر وفا به قولی است که ماهها پیش به برادر بزرگ و بزرگوارم کاوه اهوازی داده بودم. هرچند این پست مرتبط با هدف حه وت کانی نیست اما چراغی را بر گوشهء تاريکی از اختلافات فرهنگی در داخل قوم کرد روشن می کند که می تواند برای بسياری از ما تازگی داشته باشد.
كردستان ايران سرزميني وسيع و نسبتا دراز مي باشد كه از ماكو در شمال اروميه آغاز گشته و به جنوب ايلام ختم مي شود. اين خطه از كردستان به طور عام شامل دو ناحيه شيعه مذهب در جنوب و سني مذهب در شمال كردستان مي باشد كه به طور خاص مي توان به ولايات مكريان، اردلان، اورمان و كرماشان تقسيم بندي نمود و ولايت اخير شامل استانهاي ايلام و كرمانشاه و بخش هايي از لرستان و همدان نيز مي باشد.
لطفاْ به ادامه مطلب مرجعه نمایید .... درمورد مالکیت شهرارمیه، که جزو کردستان و یکی ازچهاراستان کردستان ایران است برهمه معلوم است مگراینکه شخص آنقدر جاهل و نادان و بقدری باتعصب و کورکورانه فکرکند که فتوکپی غلامرضاحسنی درآن تجلی گردد، که تاریخ و جغرافیارا باچرتکه "دوهتور نظمی افشار" بشمارآورد. که نباید جواب چنین اشخاصی راداد. لذا برای روشن شدن مسئله اول بادلیل عقلانی شروع میکنیم : اگر ترکهای ارومیه دراصل اهل ارومیه می بودند بطوریکه بعضی ها اشاره به اکثریت نمودهاند مبایستی از460آبادی اطراف ارومیه لااقل نصفش به آنهاتعلق میداشت در صورتیکه 420آبادی از این تعداد تمام ساکنانش کردهستند و بقیه 40آبادی 20آبادی کور سونه (ترکِ سنی مذهب) و بعضی ارمنی آسوری هستند هرچند که در همه ی انها کرد نیز ساکن است جمعیت کردوترک در شهرارمیه هم فیفتی فیفتی است برای اینکه درتمام ادوار انتخابات کردها اکثریت رأی را آوردهاند اما مسئولان ستمگر دایماً بدلایلی عدیده دست بدامن جعل و تزویر شده، با نسبت دادن اتهامات نارواو بهتان به نمایندگان کرد آنها را از میدان بدربردهاند و ترک متعصب و بنیادگرایی چون قاضی پور رابه تهران فرستادهاند. نمونههایی از این قبیل در جمهوری اسلامی زیاد بچشم میخورد. فیالمثل درارومیهاست که دست بدامن کذب و جعلیات، شدند و با شورای نگهبان نامههای فقاهتی ردوبدل شد تا رد نماینده ارمیه را در3دوره منتهی به حذف کردند، معلوم است مسندنشینان تهران هم تارو پودهمان کرباس بودند وهستند. آیااین یک بیماری مزمن نیست که دامنگیر مردم این سرزمین شدهاست!؟
امادلیل تاریخی... ![]() لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید.... فعالان و دوستداران
طبيعت کردستان با آگاهی كامل از فردای امضا گشتن سند نجات دریاچه، در كنار برگزاری سمينار
"سند جامع مديريت درياچه اروميه" براي جلب توجه افكار عمومی و برانگيختن
حس مسئوليت پذيری اصحاب حكومت و نيز هشدار دادن در مورد فراموشی نجات درياچه
اروميه، حتی به صورت نمادين اقدام به ساخت و نمايش "قبر درياچه اروميه"
كردند و در آن تاريخ مرگ درياچه را منوط به نحوه مديريت مسولان و مردم ساخته و
عملا در خصوص سست شدن افكار عمومی در اين مورد به صورت هنری زنهار دادند. ![]() طي یک سند جامع قرار است آب از دست رفته درياچه اروميه با انتقال آب رودخانههای «ارس»، «زاب» و «کردستان» تامين شود، ولي تا كنون هيچ برنامه و مطالعه ای در خصوص چگونگی اين انتقال بزرگ آب، صورت نگرفته و خود مسولان وعده دهنده اين عمليان در مورد كيفيت اين كار هنوز هيچ آگاهی درستی نداشته و در اين خصوص نيز اطلاع رسانی به عمل نيامده است وهمچنان سدهای زده شده بر مسیر رودخانه های منتهی به دریاچه عامل اصلی کم آبی آن است. کردستانی که از خوش آب و هوایی لقب بهشت زمینی داشت اکنون تنها از اشک چشم های مهربان آب میگیرد ...
لطفاً بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید... در بخش نظرات یکی از پست ها نویسنده محترم بیزیم سولودوزو خطاب به آقای خوشه ویست نویسنده وبلاگ خوشه ویستی فرموده بود که چون نام بعضی از شهرهای استان موکریان مغولی است ژس این مناطق خاک مغولستان بوده و به آذربایجان تعلق دارد. ودر جواب ایشان آقای خوشه ویست فرموده بودند که نام دلیل هویت نیست. اگر اینگونه است چون نام نویسنده بیزیم سولودوزو عربی است پس شما هم باید عرب باشید و نباید خود را مغول بنامید ویا خود را به ایل مهاجر قره قالپاق نسبت دهید. .اگر نام دلیل ترک بودن باشد جهان به تمامی ترک است. مثلاْ Makke مکه = ذرت :گویا روشنفکران ترک در بیابانهای حجاز ذرت می کاشته اند. Tokyo توکیو = توکو+یویعنی تُرک را بشور: گویا در زمانهای ما قبل تاریخ یا زمانی که هنوز انفجار بزرگ روی نداده بود ترکان را در دریای زرد ژاپن می شستند. Maldiv مالدیو = مال + دیو :مال به معنی عام چهارپا و گاهی خاص گاو بکار می رود و دیو به معنی غول:مالدیو در مجموع نام حیوانی در اساطیر ترکستان بزگ بود که بدن دیو و سر گاو داشت و قبل از ظهور بوزقورد فعالیت می کرد.
italia ایتالیا: ایت + آلیا (تغییر یافته آلیرام) : ایت به معنی سگ و آلیرام یعنی می خرم.در مجموع یعنی سگ می خرم.فریاد خریداران سگ در ترکستان باستان. souisse سوئیس: سو + ئیس(تخلیص شده ئیسی: سو یعنی آب و ئیسی یعنی بویش.در مجموع یعنی بوی آب چون سوئیس در منطقه پر آبی از ترکستان بزرگ(جهان)واقع شده بود این نام بر آن گذاشته شد. germanyجرمنی: جر + منی :جر یعنی امر به پاره کردن، منی یعنی من را.معنیشم تابلو همه چیزو که نباید کامل بهتون گفت. لطفاْ بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید... سالهاست که برای حل شکاف عمیق اجتماعی که بین ملیتها در کشورمان بوجود آمده راه حل معقول و مبتنی بر تحلیل و دور اندیشی یافته نشده . در مقام اول مقصر اصلی مجموعه حاکمیت می باشد که نگاهی پدرانه نسبت به قومیتها نداشته و انتصاب فرمانداران و استانداران غیر بومی در اکثر مناطق کشور (ونه فقط موکریان) درد کهنه ای است که اندیشه های پوسیده و نخ نما شده رسوب کرده در ته فکر حاکمان تهران را مجبور نموده تا از نوآوری و تجدید نظر در آن روشها امتناع ورزند. از سوی دیگر به اشتباه هر نوع توجه به قومیتها مترادف با میدان دادن به تجزیه طلبی شمرده می شود حال آنکه چنین نیست و درصد اکراد و آذری هایی که دارای اندیشه های تجزیه طلبانه هستند به مراتب کمتر از آنهایی است که خود را متعلق به ایران بزرگ و سربلند می دانند. واما گناه مردم آذری.... ریشه ایرانم و از او نمیگردم جدا ها من وتاریخ ایران،ها من وبرهان من نیستند از یکدیگر هرگز جدا ای بیخبر نام جاویدان ایران و نام کردستان من کردستان یکی از مهم ترین بخشهای آریایی و کهن ایران زمین است که به یکی از مراکز اصلی عرفان و تصوف و اهل حق ایران زمين و حتي مشرق نيز شهرت دارد . متاسفانه بخش های زیادی از کردستان با توطئه های استعمارگران و نا آگاهی پادشاهان گذشته ایران از بدنه اصلی اش جدا شده است و در ترکیه و عراق و سوريه قرار گرفته است , که امید بسیار داریم مردم بزرگ کُرد به یاری دیگر هم میهنانمان روزی این خاکهای نژاد ایرانی را به میهن اصلی اش پیوند دهند و همه ايرانيان آريا نژاد متحد و يكپارچه در يك مرز جعرفيايي زندگي كنند . ...
![]() بدون شک کردستان از غنای فرهنگی و هنری بسیاری برخوردار است . موسیقی شگفت انگیز سنتی کردی که انسان را دگرگون میکند یکی دیگر از همین هنرهای بارز ایرانیان کرد است . امروزه برجسته ترین شخصیتهای موسیقی غنی ایرانی را کردها تشکیل میدهند و به راستی میتوان میگفت که کردان ایران زنده کننده موسیقی غنی و عرفانی ایران زمین هستند . استاد شهرام ناظری - استاد عالی نژاد - استاد علی اکبر مرادی - کیخسرو پور ناظری - گروه کامکار و . . . لباسهای محلی زیبا و رقص بی نظیر کوردی که بیشتر به صورت دسته جمعی می باشد به راستی روح انسان را نوازش می دهد . ریشه تاریخی کردهای ایرانی نژاد به بیش از هفتصد سال پیش از میلاد باز میگردد . سرزمین ماد بزرگ که امروزه کردستان نامیده می شود نقش زیادی در امپراتوری بزرگ ایران داشته است . ...
![]() ![]() لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید... ![]() شهر زيباي كركوك در ۲۵۰ کیلومتری شمال بغداد قرار گرفته و بر طبق آمار سال ۲۰۰۳ جمعیت آن ۷۵۵٬۷۰۰ نفر بودهاست. کرکوک شهری باستانی و كهن است كه بيشترين تاريخ و تمدنش در جغرافياي ايران بزرگ است و پس از پيوستن تمدن آشوري ها با ايرانيان اين شهر هزاران سال بخشي از ايران محسوب مي شده است و تا كمتر از سيصد سال پيش نيز در جغرافيايي ايران بوده است كه هويت كردي اين مناطق و دهها نقشه جغرافيايي دلايل اين امر هستند . همچنين مهم ترين سند تمدني ايران امروز كتيبه ارزشمند پايكولي در زمان ساسانيان است كه در كردستان جنوبی واقع شده است و برگي ديگر از هويت اصيل ايراني كردهاي جنوب کردستان مي باشد . در روزگار امپراتوري متجاوز عثماني بسياري از شهرهاي كردنشين ايران به اشغال درآمد و مناطقي همچون كركوك , حلبچه , وان و . . . به اشغال تركهاي عثماني درآمد . پس از فروپاشي امپراتوري عثماني اين شهرها ميان كشورهاي تازه استقلال يافته سوريه , عراق و تركيه تقسيم شد و هويت كردهاي ايراني نژاد به چالش كشيده شد و بارزترين فرهنگ ايراني كردها همچون جشن نوروز , موسيقي اصيل ايراني كردها , زبان اوستايي كردي , رقصهاي كردي , نژاد و مليت آنها با سركوب شديد تركهاي عثماني و عربهاي سني عراق مواجه گرديد .
![]() لطفاْ به ادامه مطلب مراجعه فرمایید... نیوه مانگ یک فیلم سینمایی محصول ایران، اتریش و فرانسه، ساخته سال ۲۰۰۶ میلادی به کارگردانی بهمن قبادی است. «نیوه مانگ» پس از فیلم های «زمانی برای مستی اسبها» (1378)، «آوازهای سرزمین مادری ام» (1381) و «لاک پشت ها هم پرواز می کنند» (1382) چهارمین ساخته ی بهمن قبادی است. این فیلم در جشنواره های متعدد بین المللی از جمله جشنواره ی سن سباستین شرکت کرده و جوایز معتبری را کسب نموده است.
![]() در این فیلم علاوه بر بازیگرانی بزرگی چون هدیه تهرانی، گلشیفته فراهانی،اسماعيل غفاری، الله مراد رشتيانی، حسن پورشيرازی و ...طول فيلم: ۱۰۷ دقيقه،زبان اصلی: کردی و فارسی. که بازیگران فارس با لهجه بسیار شیرین کردی سخن می گویند. در این فیلم از استان موکریان (آ.غ)به عنوان سرزمین کردها نام برده می شود، نقشه کردستان بزرگِ ایرانی نیز بارها در فیلم نشان داده می شود و ...
![]() برای آشنایی بیشتر با فیلم و دیدن تصاویر و لینک دانلود به ادامه مطلب سر بزنید...
متن زیر و ادامه مطلب این پست گفتگو بین یک فعال مدنی کرد با یک آذری که از بلند پایه ترین مقامات استان موکریان میباشند صورت گرفته اما شیوه پاسخ دادنش این احساس را به وجود میآورد که از شفافیت و صراحت تئوریک سخنانش برخوردار نیست. سخنان مصاحبه کننده را با حرف «پ» و سخنان مسئول را با حرف «ج» نشان گذاری میکنم. پ ـ جدا از بحث برنامهریزی اقتصادی، بحث دیگر، تـمرکز قدرت در دست یک گروه قومی خاص است که باعث شده کل موارد دیگر به وجود بیاید؛ مثلاً دایره مدیریت استان خیلی بسته است. لطفاً به ادامه مطلب توجه فرمایید... قهندیل قوربانی بهفرهکهت بم که تووڕه تووڕه دهبارێ
قوربانی رۆحه سپییهکهت بم که چاوی دوژمن کوێر دهکا و سبهی لێ دهکاته ئێوارێ قوربانی کچه گهریلاکهت بم که پرچی دهکاته رهشهبا و تانکی تورکی پێ دههاڕێ قۆربانی یهک به یهکی تاشه بهردهکانت بم که بوونهته پهراسووی جهستهم و به جێی ناهێڵن بۆ جارێ قهندیل قوربانی کهڵهژنهکانت بم که به پهنجهی پیرۆزی تهزیویان ئاردی بهفر دهشێلن و دهیکهن به کولێرهی گهرمی خهبات قوربانی ترۆپکهکانت بم که بوونه منارهکانی زهردهشت و له ئامێزیان گرتووه باکوور و باشوور و خۆرئاوا و خۆرههڵات قۆربانی کوڕه گهریلاکانت بم که به بوتڵی خوێنی سووری دڵی مێژوو گیان دێننهوه بهر نووحی جودی و دروست دهکهنهوه کهشتی نهجات سهری بهرزی قهندیلی من لووتی دووهم سووپای ناتۆ نزمتره لهوهی ههرگیز بگاته ژێر پێت کچه گهریلا دڵدارهکهت توند توند له ئامێز بگره و ئامان ئامان ئاگات لێی بێت کچهزای زهردهشته، نیوه مرۆڤه و نیوه فریشته، کچی پیرانه، زینی مهمانه، گوڵی زستانه، خۆشکی ههمووانه، دهزگیرانی ئازادی کۆردستانه، ئامان ئامان ئاگات لێی بێت نههێڵی دڵی برهنجێت قهندیل قوربانی بهفرهکهت بم که دهبارێ قۆربانی تهوژمی باو بۆرانهکهت بم که دهکا گاڕهگاڕێ قۆربانی کچه گهریلاکهت بم که پرچی دهکا به رهشهبا و تانکی تورکی پێ دههاڕێ ....
|
کُردیم
پاد زهر ناسیونال شونیسم، نفرت ملی و ... گروهک پان ترک کرمهای خاکستری نگاهها را باید شست، چشمها تمیزند. کدام دست، دستم را میگیرد؟ همه گيتی تن است و ايران دل ... (نظامی گنجوی) تاملی در گفتار گروه های افراطی آذری در مورد ارومیه آرمان ما تشکیل دگرباره کردستانِ بزرگِ ایران زمین است پان ترک حتی پان ترک هم می خورد! |