![]() بنده ص.افشین اهل شهرستان نقده هستم، هدف از ساخت این وبلاگ مقابله با خطری است که از جانب پان ترک تمامیت ارضی ایران عزیز را تهدید می کند ومدعی شده اند که استان موکریان (اصطلاحاً آذربایجان غربی) بخشی ازتورکستان بزرگ (از چین تا بلغارستان) است. امیدوارم تمام دوستان کُرد وآذری که در مورد شهر نقده یا در مورد پان تورک مطلب می نویسند در بخش پیوندهای این وبلاگ گردآورده شوند. لطفا وبلاگ خود را بخش نظرات معرفی کنید تا به پیوندها افزوده شوید.برای استفاده از تمام مطالب وبلاگ از آرشیو وبلاگ کمک بگیرید. در این امر خطیر از همه ایران دوستان یاری می طلبم... |
1)اولين موضوع بحث عوامل دروني ايران مي باشد.بي شك و ترديد مي توان عنوان نمود حكومتهاي ايران بخصوص در قرن بيستم حكومتهاي متمركز بوده وشيوه پيچيدن نسخه از مركز به نواحي مختلف كشور بسيار رواج داشته ودارد .در اين حكومتها هيچ گاه به گوناگوني فرهنگ اقوام توجهي نگرديده ونيز اجازه داده نشده تا ايشان مسائل محلي واستاني شان را رتق و فتق كرده تا از اين طريق در راستاي تمركز زدايي به حكومت مركزي در چارچوب اداره كشور كمك شاياني بكنند.البته تفكر غالب در ميان روشنفكران دوران رضا شاه بسيار به اين تمركز قدرت دامن زده است كه علت آن هم شرايط ايران در آن زمان بود كه در حال فروپاشي واز هم گسيختگي بود تا جايي كه((تقي اراني)) رهبر گروه موسوم به 53 نفر ماركسيست كه در دوران رضا شاه فعاليت مي نمود والبته بعدها دستگير ودر زندان به طرز نا معلومي از بين رفت(1319) خود از آن جمله كساني بود كه ((خواستار حذف زبان آذري از جامعه زادگاهش شد واستدلال كرد كه مهاجران مغول گويش تركي خود را به مردم آريايي محل تحميل كرده اند.))(1) اما لاجرم نظراتي از اين دست و اعمال فشار فراوان از جانب حكومت وقت بر اقوام بخصوص آذربايجانيها((ناديده گرفتن حقوق بزرگترين اقليت { گروه} قومي كه به لحاظ سياسي اقتصادي فرهنگي به حق پس از انقلاب مشروطيت بيشترين هزينه را پرداخت))(2) سبب پاشيده شدن بذر تجزيه طلبي و ايجاد فرقه دموكرات آذربايجان به رهبري سید جعفر پيشه وري عروسک شوروی سابق گرديد. اين درست كه فرقه دموكرات بدست شوروي ايجاد شد اما نبايد وجود عوامل داخلي را در تسريع كردن ايجاد اين جنبش ناديده گرفت.البته آقاي عباس لساني از پان تركهاي معاصر مدتي پيش در نامه سرگشاده خود از فرقه دموكرات آذربايجان به نام قيام مردمي ! ياد كردند . جاي اين پرسش باقيست كه اگر اين جريان مردمي بود پس چرا اعضاي آن تا آخرين نفس مقاومت نكرده وبه كشور شوروي پناهنده شدند؟ وبدين صورت پس از گسيل ارتش ايران به سمت آذربايجان((كنسول انگليس در تبريز گزارش داد كه مقامات شوروي در آذربايجان به پيشه وري توصيه كردند كه موضع خود را معتدل سازد وبا حكومت مركزي نيز مقابله نكند))(3)البته شرح ماجراي سرنوشت كابوس وار اين افراد در شوروي خود به بررسي مجزا نيازمند است. يكي ديگر از عوامل مهم داخلي را مي توان در ايران پس از انقلاب اسلامي جستجو كرد.جايي كه بدليل جو غالب در ميان انقلابيون تاريخ وفرهنگ ايران بخصوص ايران پيش از اسلام مورد بي مهري وحتي تحقير قرار گرفت.اين در حاليست كه اوج شكوفايي قدرت وعظمت ايران مربوط به دوران پيش از اسلام است. بدون اينكه ايران پس از اسلام را نهي ونفي يا ناچيز بشماريم ولي بدرستي ايرانيان در بررسي تاريخ ايران به دوران پيش از اسلام بيشتر مفتخرند تا پس از اسلام.وليكن به دليل برخي از تنگ نظريها از جانب مسئولين تصويري نه چندان آشكار از آن دوران در ذهن ايرانيان وجود دارد كه در غير اين صورت اين عامل مي توانست بدليل شكوه و عظمت خود همبستگي ملي و حس ايران دوستي را در ميان ايرانيان جلا دهد.بدليل وجود خلاء فرهنگي تاريخي فضا براي تحريف تاريخ وهويت ملي ايرانيان فراهم شده است تا جايي كه مشاهده مي كنيم در پايگاههاي اينترنتي عناصر پان ترك سعي شده از شخصيتهاي ملي آذري در جهت مصالح ايدئولوژيكي ايشان سوءاستفاده شود نمونه هاي برجسته بابک خرمدین و ستارخان مي باشند.اين در حاليست كه شخصيت هاي نامبرده هيچ هماهنگي با تفكر تجزيه طلبي پان تركها نداشتند.بر فرض مثال اگر ستارخان داراي افكار جدايي مي بود در آن دوران كه كشور ايران بصورت ملوك الطوايفي اداره مي شد واوضاع نابساماني داشت.وي مي توانست با مجاهدين خبره خود آذربايجان را از ايران جدا نمايد واعلام استقلال كند. اما اين كار رانكرد ورهبري انقلابي را بر عهده گرفت كه امروزه باعث افتخار ايرانيان است. در نتيجه تا زمانيكه فرهنگ و تاريخ ايران اعم از پيش يا پس از اسلام در عرصه عمومي و اجتماع بسط نيابد در اين فضاي خلاء تحريف تاريخ همچنان به عنوان يك راه كار در پيش روي عناصر پان ترك وجود خواهد داشت. 2)دومين عامل در جهت گسترش تجزيه طلبي عوامل بين المللي مي باشد .بطور مثال پروژه بريتانيا درزمينه تجزيه ايران در طول صد سال اخير بوضوح آشكار است.بطوريكه مدتها پيش نوه وينستون چرچيل در گفتگو با (لري گينگ) در سي ان ان عنوان داشت كه پدر بزرگ وي هميشه ناراحت و افسرده خاطر بود از اينكه چرا نتوانست كشور مستقل کردستان را بوجود بياوردو ايضا خاطر نشان مي كنم كه آقاي دكتر عباس ميلاني از استادان ايراني حاضر در ايالات متحده در بررسي كه از اسناد به دست آمده از وزارت امور خارجه بريتانيا انجام دادند به اين نتيجه رسيدند كه از سال 1906 كه مسجل گرديد خوزستان داراي منابع سرشار انرژي مي باشد دولت فخيمه بريتانيا تلاش در جهت تجزيه خوزستان از ايران نموده است. در حقيقت پروژه استعمار جهت خرد كردن ايران به چند واحد كوچكتر جهت افزايش نفوذ خود در اين واحدهاي داراي قدرت بسيار كمتر نسبت به ميهن قبلي خود امري اثبات شده است. بطور حتم اگر خواست چرچيل مبني بر ايجاد كشور كردستان مهيا مي گشت حكومت بر آمده از آن كشور تازه تاسيس ايجاد و وجود خود را مديون ايشان مي دانست وبراي هميشه سايه سنگين بريتانيا را بر روي خود حس مي كرد وشاید من کرد امروز جرات نوشتن در مورد انگلیس را نداشتم.لازم به ذكر مي دانم عنوان نمايم كه انگلستان تنها كشوري نيست ونبوده كه خواستار تجزيه ايران بوده. پديده پان تركيسم در ايران هيچ گاه داراي هويت مستقل نبوده وبه فراخور زمانه از جانب كشورهاي بيگانه پشتيباني مي گرديد چه در دوران كمونيسم وچه در دوران امروز پان تركها بجاي اينكه طبق مدعاي مطرح كرده خود بدنبال احقاق حقوق مردم بزرگ آذربایجان باشند طبق يك سناريوي تعيين شده از آن طرف مرزها سعي مي كنند تاريخ و تمدن ايران را زير سوال برده وتخريب كنند به فرض بر شخصيت كورش بزرگ كه مورد تحسين جهانيان است مي تازند و ناپسنديده ترين الفاظ ممكنه را نثار وي مي نمايند كه اين خود نشانه اي است بر اين كه ايشان از هرگونه فرهنگي بي بهره هستند نمونه اي ديگر فردوسی مي باشد كه بسيار مورد تنفر پان تركهاست. نكته جالب اينجاست كه اين افراد خود را مدافع اعراب دانسته وبدليل اينكه فردوسي چند بيت در مذمت عربها نوشته است اين شخصيت بزرگ ادبي جهان را شوونيست فارس مي خوانند. معلوم نيست كه از چه زماني ايشان خود را يارو ياور اعراب يافته وبه دفاع از آنان مي پر دازند.لازم به ذكر است ضمن احترام به هم ميهنان عربم. اين مسئله خود گواه اين است كه پان تركهايي كه قصد سوءاستفاده از نام بابك خرمدين را داشته در ادعاي خود صداقت لازمه را ندارند زيرا با اندكي تامل در سرنوشت اين قهرمان نامي و شرح آخرين لحظات زندگي وي ونحوه كشته شدنش به دست خليفه معتصم در سامرا مي توان درك كرد که بابک بدست اعراب کشته شد. به هر شكل و صورت افق ديد پا ن تركيسم ايجاد گسست فرهنگي تاريخي است.ماجراي كتابسوزان وآتش زدن كتابهاي مفاخر ادبي ايران توسط پان تركها از اين دست حملات به فرهنگ ايران است که تصویری از انرا در همین وبلاگ می توان یافت. يكي از ترفندهاي جريان مذبور وانمود كردن اين امر مي باشد كه قوم آذري قومي غير آريايي بوده و اصليت ونژاد وزبان اين قوم از ابتداي تاريخ ترك بوده است. در پاسخ متذكر مي شوم كه همزباني دليل بر هم نژادي نيست . مردم كشور فرانسه كه از نژاد ((گل)) هستند به زبان فرانسوي تكلم مي كنند وهمينطور كشور آفريقايي وسياه پوست سنگال هم به اين زبان تكلم دارد. آيا مردم فرانسه با مردم سنگال هم نژاد هستند؟ بطور حتم خير .فرانسه زماني كشور سنگال را اشغال استعمار وزبان خود را در آن ناحيه گسترش داد. در پايان عنوان مي دارم كه علت پيدايش موج جديد ( و البته اندک ) پان تركيسم بدين خاطر است كه كه در واقع در پشت سناريوي تعيين شده الهام عليف و دوستان وي در تركيه (4) به اين نتيجه رسيده اند كه از طريق ديپلماسي امكان بازپسگيري قره باغ از ارمنستان وجود نخواهد داشت واقدام نظامي هم منتفي هست چونكه جمهوري آذربايجان هيچ مرزي با قره باغ ندارد.مي ماند يك راه بايد با يك تير دو نشان را هدف گرفت.بدين ترتيب كه با جداكردن آذربايجان از ايران بدليل وجود مرز ميان آذربايجان ايران با قره باغ مي توان اقدام نظامي براي گرفتن قره باغ صورت داد. اين پروژه ننگ آور و منحوسی است كه پان تركهاي به ظاهر وطني چون اودلاغ در آن نقش پياده نظام را ايفا مي كنند. به پان تركهايي كه زماني قبله پدرانشان مسكو و امروز قبله ايشان باكو و آنكاراست هشدار مي دهيم كه از سرنوشت پيشينيان خود درس عبرت گرفته وخود را بيش از اين آلت دست بيگانگان قرار نداده ودر مبارزات مدني هم ميهنان آذريمان براي احقاق حقوق قوم قهرمان پرور آذربايجان شركت بجويند . پي نوشتها: 1) ايران بين دو انقلاب يرواند آبراهاميان نشر مركز 1380 صفحه 143 2)خانه دايي يوسف اتابك فتح الله زاده نشر قطره 1381 صفحه 80 3)British consul in tabriz 30 november 1946 برگرفته از ايران بين دو انقلاب صفحه 539 4) لازم به ذكر است كه اربابان تركيه اي پان تركهاي ايراني خود شوونيست از نوع ترك مي باشند .زيرا شعار ايشان كه نشات گرفته از مصطفي كمال پدر ترك بوده اين است كه ((فقط ترك مي تواند دوست ترك باشد)) وبه اين شكل مي بينيم كه هويت كردهاي تركيه انكار شده وبه آنان لقب ترك كوهستان داد ه شده.شوونيست هاي تركيه در نابود كردن فرهنگ و تمدن هاي غيره يد طولايي داشته كه از جمله كشتار بيش از يك ميليون ارمني در اوايل قرن بيستم نابودي روستاهاي كردي وآخرين مورد هم كشتن (هرانت دينك) روزنامه نگار ارمني و سردبير نشريه آگوس در استانبول مي باشد .
|
کُردیم
پاد زهر ناسیونال شونیسم، نفرت ملی و ... گروهک پان ترک کرمهای خاکستری نگاهها را باید شست، چشمها تمیزند. کدام دست، دستم را میگیرد؟ همه گيتی تن است و ايران دل ... (نظامی گنجوی) تاملی در گفتار گروه های افراطی آذری در مورد ارومیه آرمان ما تشکیل دگرباره کردستانِ بزرگِ ایران زمین است پان ترک حتی پان ترک هم می خورد! |