تبليغاتX
حه‌وت کانی

بنده ص.افشین اهل شهرستان نقده هستم، هدف از ساخت این وبلاگ مقابله با خطری است که از جانب پان ترک تمامیت ارضی ایران عزیز را تهدید می کند ومدعی شده اند که استان موکریان (اصطلاحاً آذربایجان غربی) بخشی ازتورکستان بزرگ (از چین تا بلغارستان) است. امیدوارم تمام دوستان کُرد وآذری که در مورد شهر نقده یا در مورد پان تورک مطلب می نویسند در بخش پیوندهای این وبلاگ گردآورده شوند. لطفا وبلاگ خود را بخش نظرات معرفی کنید تا به پیوندها افزوده شوید.برای استفاده از تمام مطالب وبلاگ از آرشیو وبلاگ کمک بگیرید. در این امر خطیر از همه ایران دوستان یاری می طلبم...


تاملی در گفتار برخی از گروه های افراطی ترک آذری در مورد ارومیه


با نگاهی به‌ پاره‌ای از مقالات کینه‌توزانه گروههای افراطی پان ترک که‌ درلابه‌لای سایتها، وبلاگها و روزنامه های محلی در قالب دفاع از منافع ملت دوست و همسایه‌ آذربایجان مطرح میشود، تهدیدی که‌ میتواند سایه‌ای تیره‌‌ بر روابط آینده‌ی دو ملت کرد و آذربایجانی بیفکند نمایان میشود گو اینکه چندان هم دور نیست. اینگونه‌ برخورد غیر مسئولانه‌ در مورد ارومیه و دیگرشهرهای نواحی شمال شرقی کردستان بزرگ ایران که‌ به‌ دستور رضاخان در تقسیمات کشوری دوره‌ پهلوی به‌ آذربایجان غربی ملقب شد، ما را به یاد گفتار نژادپرستانه‌ سه دهه پیشتر افراطیون ترکیه درمورد ملت کرد و بالاخص کردستان شمالی (کردستان ترکیه) می اندازد که نام کرد برایشان وحشت آور و غیر قابل تحمل بود. سردارسپاه ترکیه و رهبرکودتاچی ها، کنعان اورن قصد داشت حتی هویت کردی را از بین ببرد و زبان مردم کردستان را از حلقوم بیرون بکشد تا از باقیمانده‌ مردم ترک اتاتورکی بسازد، ولی با تمام قدرت و شقاوتی که‌ بخرج داد نتوانست به‌ چنین هدف پلیدی برسد. حال بعد از 30 سال پیشقدمان ترکتازی و طراحان برنامه‌ نسل کشی در کردستان به‌ اشتباه خود پی برده‌ و در تلاش جبران گذشته‌ای هستند که‌ با تهاجم اجداد مغول و تاتارشان طاعون آسا، کردستان سرزمین آتروپاتکان یا ئاگرپارێزان (محافظان آتش) را در بر گرفت، اسامی مکانها، شهرها، روستاها و حتی مراتع و جلگه‌ها را هم تتریک کرد. متاسفانه کسانی هستند که‌ از این اشتباهات پند نمیگیرند و به‌ ساز گروه های خودباخته‌ و وطن فروش، رهبران بعضی از گروهای آذری را تحریک می کنند تا علیه مردم ستم دیده‌ شرق کردستان وارد عمل شوند. آنها در نوشته های خود کردهای ساکن شهر ارومیه، نقده، سلماس، ماکو و خوی را مهاجر می نامند و به‌ شیوه‌ علنی به‌ دشمنی با مردم کردستان میپردازند. غافل از آنکه‌ اگر روزی چنین حسابی پیش آید بازنده‌ واقعی همان کسانی خواهند بود که‌ بر طبل این خیال نابجا میکوبند. چرا که‌ مهاجران واقعی در این سرزمین گروههای مهاجمی هستند که‌ در اوایل هزاره‌ دوم میلادی آتروپاتکان رااشغال کردند و مردم بومی آن را به‌ دم تیغ کشاندند. این سر زمین، سرزمین پدری کردهای ماد نصب و آریایی الاصل است که‌ زردشت بزرگ را به‌ تاریخ تحویل دادند. اگر تنها شهرهای ارومیه، سلماس یا دیلمان،  خوی و مادکوه را در نظر بگیریم ،زمانی که‌ کردها در این شهرها ساکن بودند خبری از ترک و ترک زبان در صدها فرسخی این مناطق هم نبود.اما ما کردها هیچ وقت نسل امروزی ترک و آذری را مسئول تاریخی سرشار از غدر و قصاوت نمیدانیم که‌ نسلهای گذشته‌ آنها در برابر اجداد ما کردند. ما در جهان امروز زندگی میکنیم، منافع مشترک داریم و به‌ آینده‌ای فکر میکنیم که‌ در آن کرد، فارس، عرب و آذری همه‌ ملتهای خاورمیانه‌ با حقوقی برابر در صلح و صفا زندگی کنند. الان هم مجبوریم با هم باشیم و باهم زندگی کنیم ، ولی نه‌ بافشار و تحقیر بلکه ‌با دیالوگ و قبول کردن همدیگر و به‌ شیوی درست و منطقی که‌ ‌باپرنسیپهای جهان امروزهمخوانی داشته‌ باشد. اگر کسانی بنام دفاع از آذری و آذری زبان و غیره تصور میکنند باریکه‌ ارومیه تا مادکوه از سرزمین ایران یا کردستان جداست، شاید تنها آن زاویه باریک کردستان ایران را ببینند و سرزمین وسیع فلات ایران را فراموش کنند، و به‌ قول معروف با دیدن درخت جنگل را نبینند. کردستان در بین سه کشور اشغالگر تقسیم شده‌ است و در آینده‌ی که‌ به‌ آزادی برسد و به آغوش میهن اصلی بازگردد دیگر ارومیه و دیگر شهرهای خود را به‌ نحوی در آغوش میکشد که‌ دیگر جدایی ممکن نباشد.به هر حال اگر از تاریخ وجغرافیا و .... بگذریم و به امر واقع بپردازیم سالهاست ملتهای ما با هم زندگی می کنند و تاریخی مملو از درد و رنج و چه بسا همدردی و همپیمانی تاریخی دارند. ما باید از گذشته‌ بیاموزیم و بدانیم که‌ در هر مقطع چه باید کرد و چه‌ نباید کرد. انسان عاقل و منطقی با درک واقعیتها باید کار و برنامه‌ ریزی کند، نه‌ به‌ خیال اینکه‌ فلانی مهاجر و فلانی غیر خودی است تخم تفرقه‌ بیفکند. بگذار این سئوال اساسی را برای همه ملیتهای که‌ در این قسمت از خاک کردستان زندگی می کنند مطرح کنیم ، آیا کدام یک از این ملیتها می توانند آن یکی را از این سرزمین بیرون براند وادعای مالکیت مطلق این سرزمین را مطرح کند؟؟به نظر من جواب خیلی واضح است، هیچ یک از این ملتها نه‌ قادرند و نه‌باید این خیال را در سر بپرورانند. دنیای امروز دنیای عقل و منطق است و اجازه‌ این کار را به‌ هیچ کس وگروهی نمی دهد، حتی اگرقدرت آن را هم داشته‌ باشد.پس چه باید کرد؟آیا بساط جنگ و نزاع و کشتار بیاندازیم. نه‌، چرا که‌ سر انجام هر جنگ و نزاعی باز صلح و آشتی است. اگر اسرائیل وفلسطین توانسته‌ اند بعد از نیم قرن همدیگر را شکست بدهند، بیایید ما هم این راه ویرانگر و دل خراش را انتخاب کنیم. اگر آنها نتوانسته‌اند به‌ چاره‌ای برسند، پس چرا ما یک بار دیگرآن را امتحان کنیم. آزموده‌ را آزمودند خطاست. اگر بعد از این همه‌ جنگ و خون ریزی تازه‌ می خواهند با هم بشینند راه چاره‌ ای بیابند، باید دیگران هم درسی از آن بگیرند. آن کودکی که‌ در موقع شروع جنگ بین این دو ملت به دنیا آمده. الان دیگر پیر شده‌ است. یعنی آن مردم بیچاره‌ از دو سو در تمام طول زندگی خود در جنگ و کشت و کشتار بوده‌اند‌، مگر سرزمین برای زندگی کردن و انسانها نیست؟پس بیایید ما از روز اول برادرانه باهم بسازیم، بدون اینکه‌ مردم این منطقه‌ی زیبای فلات ایران دچار دردسر، آوارگی و کشت وکشتار شوند. از اینرو بهتر است این آشوب طلبان دست از نوشته‌های تحریک آمیز بردارند. چرا که‌ نمونه این اختلافهای مرزی زیاد است و هیچ کدام با زور و انکار حل نشده‌ است. من احساس مسئولیت ومنطق ودیالوگ رابیشتر در احزاب کردی وکردها می بینم‌، اما دربین احزاب و تشکلهای آذری این احساسات خیلی کم به چشم میخورد. با مروری بر نوشته‌ ها وگفتار هر دو طرف در مطبوعات داخلی وخارجی به وضوح این موضع نمایان است(شاید شما نیز تا کنون محتوای وبلاگها و وب سایتهای کردی و آذری را مقایسه کرده باشید). این آگاهی ورشد سیاسی واحساس مسئولیت کردها به‌ قیمت خون هزاران مرد و زن دلیراین سرزمین جاویدان و قهرمان وبا مبارزه ی بدون وقفه‌، با ویران شدن صدها شهرو روستا وهزاران مصیبت به دست آمده‌ است تا باقی ایراننید آسوده خاطر باشند که مرزهای غربیشان از دست دشمنان ایرانی دور است. زمانیکه‌ کردها برای بدست اوردن حقوق قومی خود بپا خواستند این آذری ها بودند که سینه سپر کرده ما را تجزیه طلب خواندند وکاسه داغ تر از آش شدند. آنوقت خبری آنچنانی از مبارزه علیه‌ حکومت و فارس وفارس ستیزی در بین آنها نبود. بدون تردید کسان ‌ و قدرتهای دیگری پشت مسئله‌ هستند و این نفاق را به‌ آنها دیکته‌ می کنند. برای مثال، مدتی پیش یک خانم کرد به نام خدیجه منصوری که شورای شهر ارومیه‌‌ است، بنا به گفته ی برادران آذری در یکی ازمسجدهای ارومیه‌ سخنرانی کرده‌ و چنین گفته است. این نوشته‌ زیرازسایت ‌آنها گرفته‌ شده‌.ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران: یکی از دو زن کرد انتخاب شده در شورای شهر و روستای ارومیه مرکز آذربایجان غربی جمعه گذشته در مسجد اهل تسنن واقع در میدان قیام ارومیه گفت: ترک های ارومیه مهمانان ما هستند وی که برای اولین بار بعد از انتخاب شدن در شورای شهر و روستای ارومیه برای تعدادی از کردهای مقیم این شهر سخنرانی می کرد در ادامه گفت بایستی تلاش کنیم تعداد نمایندگان خود را از 3 نفر به 8 نفر برسانیم. خوب در گفته‌ خانم خدیجه‌ منصوری چه‌ چیز غیر قانونی و نامنطقی دور از حقیقت می بینید؟ که گفته‌ برادران آذری مهمان ما هستند، کردها همیشه‌ مهمان نواز بوده‌ و هستتند، هیچ وقت حاضر نیستندکه‌حتی مهمانان ناخوانده‌را هم از خانه‌ی خود بیرون کنند. این نوشته هم‌ یکی از دستور عملهای است که‌ از طرف این گروهای افراطی به‌ مردم آذری داده‌ شده‌ است که تا‌ بر علیه‌ کردها اجرا کنند ، همانطوری می دانید تمام ادارات حکومتی درشهرهای ارومیه‌، نقده، سلماس ، خوی، ماکو...در دست آذریها می باشد، در این رابطه‌ کردها همیشه‌ در خارج از‌ محدوده ی‌ سیاسی و اداری و غیر در شهرهای خود بوده‌اند.این نوشته را در حالی می نویسم که هر روزی که وارد شهر و دیار خودم با عده ای مواجه می شوم که با یکدیگر مثل همیشه در قبال چندین گروه کوچک و بزرگ در مکانی تجمع کرده و مشغول کشیدن سیگار و یا با زبانی که نمی دانم چرا نام ان را زبان گذاشته اند چون زبان ان ها طوری است که اگر فارسی را کمی اینور و اونور کنی زبانی به دست می اید که زبان کردی نام دارد حال شما خودتان حساب کنید فارسی که خود لهجه ی عربی می باشد حالا کردی هم لهجه ای از فارسی می باشد (حال خودتان قضاوت کنید که ایا می توان نام ان را زبان گذاشت؟) اری این قبیله ای که هر روز تعدادشان در شهر ما رشد می کند کردها هستند.آیا ای دوستانی که این مطلب را می خوانید تا حالا با خودتان فکر کرده اید که چرا این افراد هر روز تعدادشان در دیار اذربایجان زیاد می شود و ان ها شهر زیبای اورمو را هدف خود قرار داده اند؟؟؟دوستان عزیز مشکلاتی که در سر راه اذربایجان عزیز قرار دارد در این شهر یعنی اورمیه ی عزیز دو برابر می باشد چون شهر اورمو علاوه بر مشکلاتی که در سر راه حرکت ملی اذربایجان وجود دارد با مشکل مهاجرت اکراد نیز روبرو می باشد و این مورد کار فعالان اذربایجانی و به طور کل کار ملت تورک این شهر را بسیار سخت کرده و چون این قوم مورد حمایت دولت نیز واقع است و در واقع این قوم ابزاری می باشد که دولت از ان برای سخت تر کردن حرکت ملی اذربایجان و ایجاد دیواری حایل بین اذربایجان و ملت تورکیه قرار داده تا مبادا این دو ملت تورک با یکدیگر همکاری و اتحاد داشته باشند.اما چه راهکار هایی برای مقابله با تروریسم کورد وجود دارد و چگونه می توان برای بیرون راندن این قوم از دیار اذربایجان اقدامی کرد:

1-     آگاهی دادن و مطلع کردن دوستان و یا فامیل و یا هر کسی که به این موضوع اگاهی ندارد.

2-       بیداری فرزندان و کودکان اذربایجان و پرورش حس میهن دوستی به ان ها و اشنا کردن ان ها با ملت های تورک جهان.

3-      (اکراد که اکثرا دارای شغل های ازاد می باشند و به صورت دست فروش مشغول هستند) قطع هر گونه رابطه و یا خرید و فروش با ان ها.

4-      هیچ تورکی نباید معامله ای با کردی داشته باشد که اکثر قاچاقچیان کرد با پیشنهاد های کلان خیلی راحت زمین و یا ملک تورک های غافل را به دست می اورند.

5-      در ادرات دولتی هیچ گونه استخدامی از این گونه افراد صورت نگیرد و هیچ گونه مجوزی برای تاسیس اماکن و یا مکان اموزشی به ان ها داده نشود.

6-      در مرزها به هیچ وجه اجازه ورود یا خروج قاچاق به این افراد داده نشود (البته بعضی از تورک های غافل می باشند که خیلی زود خود را می فروشند)

7-      تروریست های پ.ک.ک با نفوذ در روستا های اطراف دختران و پسران کرد را فریب داده و ان ها را در گروهک خود می پذیرند که باید نظارت بر این روستا ها خیلی بیشتر از این باشد (عملا هیچ گونه نظارتی بر این روستا ها صورت نمی گیرد)

8-       از اجاره دادن خانه و مسکن خود به این افراد شدیدا خودداری نمایید.

9-      هیچ کردی اجازه اعتراض در دانشگاه ها و مدارس اذربایجان را ندارد و هر گونه تجمعی در شهر های اذربایجان توسط این افراد باید سریعا سرکوب شود.

 

و خیلی نکات دیگر که اگر مردم اذربایجان اولین مورد را انجام دهند خیلی نکات دیگر بسیار راحت می باشد و هر فرد تورک اذربایجانی با دیدن این افراد خواهد فهمید که جای این افراد در اینجا نمی باشد و مخصوصا شهر اورمیه که مهد تمدن تورک ها بوده و خواهد بود و هیچ کردی به هیچ وجه اجازه سکونت دراین شهر را ندارد و من مطمئنم که روزی همین ملت تورک اورمو این افراد را از زیباترین شهر اذربایجان بیرون خواهند راند... GALACAK BIZIMDI سال 2008 سال بيداري ملت تورك اذربايجان

سلیمان کلشی

www.urmiye.eu

 


لينک جیاواز |

آذر آبادگان سر ایران
بزرگمهر
سلماس کوردستان
خۆشه‌ویستی
سنوور
کاوه اهوازی
نقده‌ شهر مظلوم کُردها
از مغولستان تا کردستان
ئارشيو ی ما ڵ په ڕه کان