تنها راه حل کم کردن رنج و ستم ملت آزادۀ کرد و ديگر ملتهاي ساکن ايران و کسب حقـوق و امتيازات ملي که تحقـق آن امکان پذير است را بايد در ایران آزاد يافت. مسئله خلقـها يکي از مهمترين و مبرترين مسائل جامعه ایران ماست که سازمانهاي سياسي بويژه سازمانهاي سياسي در شرف انتخابات ریاست جمهوری وظيفه مندند که ديدگاه خود را در بارۀ راهکارهاي حل اين مسئله ابراز دارند و بايد در نظر داشت که اين مسئله مبرم و حساس که با زندگي و خواسته هاي بر حق و عادلانه بيش از نيمي از مردم کشور عزیزمان ارتباط دارد نياز به يک کار فکري دسته جمعي و بحث و تبادل نظر در فضائي آکنده از حسن نيت توأم با واقـعـيت گرائي و بدون محور گرائي باشد. زيرا اگر زمينه هاي حل اين مسئله به شيوه اي منطقي مطرح نگردد و مورد بحث قرار نگيرد و بدون توجه به شرايط داخلي، منطقه اي و جهاني مورد تحليل قرار نگيرد در آينده مشکلات دشواري را در راه استقرار دمکراسي پديد خواهد آورد. زيرا تأمين حقـوق خلقـها پيش شرط دمکراسي و پيشرفت در ایران است.
نکته بسيار قابل توجه و مثبتي که در تاريخ کشورمان وجود دارد حاکي از اين است که هيچ گاه بين خلقـهاي ايران جنگ قومي و يا کينه و خصومتي وجود نداشته است و اين روابط مثبت خود مي تواند شالوده و پايه اي براي حل اين مسئله و ساختن ايراني دمکراتيک باشد.
رژيم شاه مردم ايران را يک ملت واحد مي پنداشت و کثرت مليت هاي ساکن ايران را ناديده مي گرفت. جمهوري اسلامي نيز مردم ايران را بمثابه امت واحده اسلامي مي شناسد. اما واقـعيت اين است که سرزمين ما از مليت (یا به قول بعضی دوستان قوم، خلق، عشیره یا گروه) هاي گوناگون تشکيل شده است که افزون بر وجوه اشتراک در ميان اين مليت ها هر کدام از نظر زبان فرهنگ، مذهب و آداب و رسوم داراي ويژگي هاي خاص خود هستند. اين مليت ها در طي قرنـــها در کنار يکديگر زيسته اند و دردها و رنج ها و شــکست ها را در پيوند با يکديگر تـــحمل کرده اند و در شادي ها، پيروزي ها و جشن ها در کنار يکديگر بوده و تاريخ پرفراز و نشيب کشور عزیزمان را با همکاري و همياري ساخته اند و دستاوردهاي سترگي از خود بر جاي نهاده اند. در سالهاي اخير بدنبال سرکوب شديد خلقـهاي ايران و ناديده گرفتن حقـوق ملي (یا قومی یا عشیره ای) آنان و شکست اردوگاه سوسياليسم برخي از فعالين سياسي و روشنفکران حل مسئله خلقـها را در استقلال و ايجاد يک کشور مستقل مي دانند. اين نوع ديدگاه در ميان برخي از فـعالين کرد، آذري و عربهاي خوزستان مشاهده مي شود، اما واقـعيت اين است که بر سر راه ايجاد چنين کشورهائي موانع بسيار جدي و بزرگي قرار دارد که در آينده منجر به بحرانهاي عميقي در منطقه خواهد شد. و پرسش اساسي اين است که آيا تأسيس و برپائي چنين کشورهائي در جهت بهروزي و استقلال اين ملتها خواهد بود و آيا آرزوهاي ديرينه و بر حق خلقـها را بر آورده خواهد کرد، من به عنوان يک کرد اين حق را براي خود قائل مي دانم که در حد توان و مسئوليتم در اين زمينه اظهار نظر نمايم هر چند واضح است که ديدگاه من پيرامون مسئله مليت ها همچون چند پست اخیر وبلاگم با مخالفت برخي از فعالين سياسي مواجه خواهد شد. اما اميدوارم که فـعالين سياسي موافـق استقلال به جای فحاشی ديدگاهاي خود را پيرامون ايجاد چنين کشورهائي و پيامدهاي آن ابراز نمايند.
اينک به بررسي موانع جدي که در راه استقلال کردستان قرار دارد مي پردازيم.
1ـ از نظر جغرافـياي سياسي:
جمعيت چهار پاره کردستان که تخمين زده مي شود حدود 40 ميليون نفر باشد بين چهار کشور تقسيم و محاط شده است. در اين ميان برخورد ترکيه با خواستهاي عادلانه خلق کرد بسيار ستمگرانه تر و جنايتکارانه تر از ديگران بوده است. رژيم عراق نيز در طي 80 سال اخير بويژه در زمان حاکميت مطلقه صدام حسين بيش از صدهزار نفر از مردم کردستان را به قـتل رسانيد و شهرها و روستاهاي کردنشين را بارها مورد تهاجم و بمباران قرار داده است. افکار عمومي جهان هيچگاه بمباران شيميائي حلبچه را که منجر به کشتار بيش از پنج هزار نفر از ساکنين حلبچه شد، فراموش نخواهد کرد. حکوت سوريه نيز با سرکوب مردم کردستان و انتقال اجباري آنان به مناطق عربي و ندادن شناسنامه به کردها همواره حقـوق ملت کرد را ناديده گرفته است؛ در حاکميت شاه اعدام قاضي محمد و ديگر رهبران ملت کرد کشتار ملا آواره و شريف زاده و داريوش نيک گو در سال 47 و ديگر مبارزان و همچنين تبعيد و زنداني کردن و شکنجه مبارزان کرد، نشانه هائي از ناديده گرفتن و پايمال کردن حقـوق مردم کرد مي باشد.
در حاکميت جمهوري اسلامي سرکوب خلق کرد ابعاد گسترده تري مي يابد و در سالهای اول انقلاب دهها هزار مبارز کرد بخاطر دفاع از خواسته هاي بحق ملت کرد به خاک افتادند و دهها هزار نفر در زندانها مورد شکنجه قــرار گرفتند. از ديــدگاه جـــمهوري اسلامي وقوانین نانوشته آن " کرد بودن" خود جــرم محــسوب مي شد. قتل عام شهرمان و روستاهاي قارنا، قلاتان و ايندرقاش در کارنامه سياه جمهوري اسلامي همواره باقي خواهد ماند. آيا برپائي کشور کردستان با در نظر داشت کارنامه اين چهار رژيم غير دمکراتيک که همواره خواسته هاي عادلانه ملت کرد را با گلوله و اعدام و شکنجه پاسخ داده اند، امکان پذير است؟ و آيا ايـــن حکومت ها يـــک کشور مستقل و دمکراتيک را در منطقه تحمل خواهند کرد هر چند نمي توان در مورد عملکرد حاکميت آينده عراق قضاوت کرد.
2ـ نداشتن راه دريائي:
امروز يکي از راههاي مهم تجارت و دادوستد از طريق دريا مي باشد که کردستان از آن محروم مي باشد. اگر کشورهای همسایه کردستان مرزهای خود را بر روی کردستان ببندند و صنعت هواپیمایی نداشته باشیم ...
3ـ مسئله استقلال:
کردستان براي کسب استقلال سرزمين خود بايد نبردي طولاني را با کشور هاي منطقه متحمل شود و اين نبرد طولاني با توجه به مقايسه توانمندي نيروهاي درگير، جز با حمايت قدرتهاي بزرگ جهاني امکان پذير نيست و بديهي است حمايت قدرتهاي بزرگ که در رأس آنان آمريکا قرار دارد، فـقـط با انگيزه منافع مادي و استراتژيک آنها قابل توجيه است و کشور تازه استقلال يافته براي بقاي خود و مصون ماندن از تعرض همسايگان ناچار است به قدرتهاي بزرگ تکيه کند و چنين استقلالي مسلماً شکننده و آسيب پذير خواهد بود و تجربه تاريخي نشان داده است که اين قدرتها قابل اعتماد نيستند و کردستان می خواهد مستقل باشد نه مستعمره.
4ـ از نظر اقتصادي:
هر پاره کردستان در چار چوب کشورهايشان از نظر اقــتصادي از ديگر مناطق کشور عقــب مانده ترند و از نظر دارا بودن صنايع پيشرفته، قابل مقايسه با ساير مناطق نيستند. در ايران کردستان از نظر اقتصادي و صنعتي يکي از مناطق عقب مانده ايران است و تنها مي توان آنرا با بلوچستان و جنوب خراسان مقايسه کرد. تنها موقـعيت ممتاز اقتصادي که کردستان از آن بهرمند است منابع نفتي و پالايشگاه هاي کرکوک در کردستان عراق مي باشد که داراي ذخاير عظيم نفت مي باشد و از نظر ميزان ذخاير نفتي در بين پنج کشور اول جهان قرار دارد. هر نوع حاکميتي که در آينده عراق قدرت را در دست بگيرد اعم از دمکرات يا ديکتاتور، قابل پيش بيني است که هيچگاه اجازه نخواهد داد که اصلي ترين و حياتي ترين منابع درآمد کشور را از دست بدهد. و مسلماً تضاد منافع در اين زمينه، موجب بروز جنگي عظيم و فراگير در منطقه خواهد شد. و اگر منابع نفت کرکوک تحت حاکميت دولت عراق باقي بماند کشور کردستان که از نظر اقتصادي و صنعتي رشد نيافته است و قطعا با مشکلات عظيم اقتصادي روبرو شده و قادر به تأمين نيازهاي اقتصادي مردم نخواهد بود. هر چند با داشتن ذخایر نفتی نیز ناگريز است که از نظر اقتصادي نيز بايد تحت حمايت قدرتهاي بزرگ باشد.
5ـ از نظر فرهنگي:
با توجه به اينکه فرهنگ حاکميت در هر کشوري ديگر فرهنگ ها را تحت تأثير قرار مي دهد، زيرا که فرهنگ غالب نهادهاي آموزشي و رسانه اي را در اختيار دارد و از آنها بمثابه ابزار گسترش فرهنگ خود سود مي جويد، اما کردها همچنان فرهنگ و آداب و رسوم و جشن ها و اعياد و زبان خود را زنده و پويا نگه داشته اند. اما زبان کردي به پنج شاخه (سوراني، کرمانجي، زازاکي، کلهوری و گورائي) و چندين گويش (هورامي، لکي و سنه اي) تقسيم شده است اين شاخه ها هر چند که از ريشه زبان کردي پديد آمده اند اما داراي تفاوت هستند. به قول دوست عزیزم محمد مبنا قرار دادن يکي از اين زبانها به مثابه زبان اصلي کردستان مشکلاتي در پي خواهد داشت. مردم کردستان شمالی به (کرمانجي و زازاکي) تکلم مي کنند. زازاکي فـقـط در کردستان ترکيه وجود دارد. زبان مردم کردستان جنوبی (سوراني و کرمانجي) است. در غرب فـقـط با (کرمانجي) تکلم مي کنند. در ايران به شاخه هاي (گوراني، سوراني و کرمانجي) تکلم مي کنند، مبنا قرار دادن يکي از اين شاخه هاي زبان کردي بمثابه زبان اصلي مردم کردستان با اشکلاتي مواجه خواهد شد .
6ـ حدود و نقشه کردستان:
آيا براي يک ميليون کرد ساکن تهران، 2 ميليون کرد ساکن استانبول، 500 هزار کرد ساکن بغداد و 300 هزار کرد ساکن دمشق، امکان ارائه خدمات و اشتغال وجود دارد؟ مردم استان ايلام که کرد ميباشند اما بدليل اعمال سياستهاي کنترل شديد بر مناطق کردنشين در اين استان، هيچ گاه جنبشي در دفاع از خواسته هاي خلق کرد وجود نداشته است. هر چند که اکنون در ميان جوانان و روشنفکران اين استان گرايشاتي در اين زمينه وجود دارد. اگر مردم اين استان آمادگي پيوستن به کشور کردستان را نداشته باشند برخورد با آنان چگونه خواهد بود؟ آيا امکان جذب کردهائي که در سده هاي پيشين به خراسان، گيلان، مازندران و قم کوچانده شده اند وجود دارد؟
آيا آرزوها و آمال خلق کرد که خواست هاي منطقي و عادلانه بوده و بر اساس موازين حقـوق بشر مي باشد که به خاطر کسب آن صدها هزار کشته ميليونها بي خانمان صدها هزار زنداني و شکنجه شده داشته است و ستم هاي گوناگوني را طي ساليان طولاني تحمل کرده است، قابل تحقـق است؟ اما واقـعيت سياست در پهنه جهان ما را با مسائلي رودرو قرار ميدهد که نمي توان آن را ناديده گرفت. ما نمي توانيم خواسته هاي بر حق خود را بدون در در نظر داشتن وقايع و مسائلي که در پيرامون ما مي گذرد تصور کنيم. در چنين شرايطي که بر جهان سياست حاکم است و در شرايطي که در منطقه خاورميانه بويژه کردستان و در شرايطي که در کشورهائي که هر کدام بخشي از سرزمين کردستان را در بر مي گيرند، وجود دارد، آيا برپائي کشور کردستان امکان پذير است و فعاليت و مبارزه در جميع شرايط مورد اشاره بازدهي جز تلفات نيروي انساني و ويراني کردستان و عقب افتادگي بيشتر نخواهد بود؟ در چنين شرايطي مسلماً چهار کشور ياد شده که در اين جهت داراي منافعي مشترک هستند، متحدا وارد يک جنگ تمام عيار با ملت تحت ستم کرد خواهند شد. تنها راه حل کم کردن رنج و ستم ملت آزادۀ کرد و ديگر ملتهاي ساکن ايران و کسب حقـوق و امتيازات ملي که تحقـق آن امکان پذير است را بايد در موطن اصلیشان ایران بزرگ يافت. زيرا نمي توان آرزوها و خواسته هاي انساني که امکان تحقـق آن محتمل نيست به جاي واقعيات سخت زميني نشاند.
براي طرح مسئله مليتهای ایران و راه حل آن مي توان چند اصل زير را به عنوان مبنا و کار پايه قرار داد.
1ـ پذيرش اين اصل که تأمين حقـوق خلقها يکي از شرايط دمکراسي و پيشرفت اجتماعي است.
2ـ پذيرش مصوبات سازمان ملل متحد پيرامون حقـوق خلقها که بترتيب زير است.
مادۀ 1ـ ملل عضو سازمان ملل متحد موجوديت و هويت اقليت هاي ديني، فرهنگي، قومي و زباني را در محدودۀ مرزهاي خود حفـظ و شرايط حمايت از حفـظ آن را فراهم نمود.
مادۀ 2ـ افراد متعلق به اقليت هاي قومي و زباني حق دارند آزادانه و بدون اعمال تبعيض آميزي يا مزاحمت از فرهنگ خود برخوردار باشند.
3ـ ايران به همه مليت هاي ايران تعلق دارد، همانگونه که همه کردها به ایران تعلق دارند.
4ـ زبان فارسي بمثابه زبان مشترک شناخته شود و ديگر زبانها در مناطق خود افزون بر زبان فارسي از رسميت منطقه ای برخودار باشند.
5ـ شکلبندي قدرت سیاسی و اقتصادی کشور بر اساس مليتها و تقسيمات جغرافيايي باشد.
6ـ حل مسئله از طريق مسالمت آميز باشد و از هر گونه جنگ برادرکشی دوری شود.
7- بازگشت به ایران ویا داشتن حق مناسبات و روابط فرهنگي و حق رفت و آمد بين چهار پاره کردستان
8- تامين حقوق اقليتهاي غير کرد در کردستان بخصوص در موکریان و کرماشان.
|