![]() بنده ص.افشین اهل شهرستان نقده هستم، هدف از ساخت این وبلاگ مقابله با خطری است که از جانب پان ترک تمامیت ارضی ایران عزیز را تهدید می کند ومدعی شده اند که استان موکریان (اصطلاحاً آذربایجان غربی) بخشی ازتورکستان بزرگ (از چین تا بلغارستان) است. امیدوارم تمام دوستان کُرد وآذری که در مورد شهر نقده یا در مورد پان تورک مطلب می نویسند در بخش پیوندهای این وبلاگ گردآورده شوند. لطفا وبلاگ خود را بخش نظرات معرفی کنید تا به پیوندها افزوده شوید.برای استفاده از تمام مطالب وبلاگ از آرشیو وبلاگ کمک بگیرید. در این امر خطیر از همه ایران دوستان یاری می طلبم... |
ناسیونالیسم اذری تاکنون تغییرات محسوس و متناسبى در جهت تطابق با شرایط متحول ذهنى و عینى جامعهى ایران پیدا نکرده است و به شکلى سنتى نمود خود را در تحدید ناسیونالیسم کردى می بیند.اگر از دیدگاه کردگرایانه به این امر نگریسته شود، پر واضح است که ناسیونالیسم اذری، پشرفت ناسیونالیسم کردى را به معناى پیشرفت خود نمی پندارد. لذا همواره جهتگیرى تهاجمى احزاب آذری معطوف به تقابل با ناسیونالیسم کردى بوده، در حالیکه مواضع تدافعى این احزاب به سوى ناسیونالیسم ایرانى سوق داده شده است. در مجموع فعالین سیاسى اذری، الگوهاى رفتارى و فکرى جنبش هویت خواهى نو ظهور آذربایجان را به ارتقاء سطح اگاهى ملى ترکها در سراسر منطقه، تحت تاثیر اندیشه"پان ترکیسم" ربط می دهند. در اینجا لازم است خاطر نشان شود که نگاهى اجمالى به سیاستهاى رادیکال دولت ترکیه در قبال کردها که برخاسته از دل این عقاید و نظریات مىباشد،نشان می دهد که این رویکردنهتنها توفیق چندانى را کسب نکرده است بلکه به برخوردهاى خشونت امیزو فجیعى نیز منجر گشته است. لذا نتجهى مستقیم الگوبردارى نمادین این اندیشهها از جانب احزاب آذربایجان نیز، به بسط و اشاعهى بى اعتمادى نسبت به اهداف انان، در میان کردها منجر شده است. در واقع ترکیب مجموعه ویژگیهاى سنتى و تهاجمى شخصیتهاى سیاسی اذری در قبال کردها، مطمئنا هیچ نتیجهى مشخصى را در بر نداشته و در ایندهى پیش رو، فضایى نامناسب را در راستاى ضدیت با ناسیونالیسم کردى ایجاد خواهد کرد. میتوان استنباط کرد که این گرایشها سعى دارند لاپوشانى حس حقارت ناشى از تجاوزگرى ناسیونالیسم فارسى را با بکارگیرى ادبیاتى پوپولیستى، علیه جنبش کردى جبران کنند (براى نمونه تهدید کردها به حفظ مناطق مورد ادعاى طرفین با چنگ و دندان). این عزیزان باید بپزیرند که نخستین گام در جهت حل عقلانى مسائل (تعیین مرزهاى مناطق کردنشین واذرینشین) مراجعه به تاریخ است. البته به شرطى که تفسیر طرفین از تاریخ، درک و اگاهى از گذشته به منظور فهم زمان حال باشد.
رجوع به اسناد تاریخى این حقیقت را اشکار می سازدکه سراغاز ورود ترکها به ایران، با فروپاشى سلسلهى سامانیان در ایران عجین میباشد و از ان تاریخ به بعد است که ایلات ترک "اوغوز" دسته دسته راهى آذربایجان و کردستان کنونی میگردند. اوغوزها در واقع پیشقراولان سلجوقیان در حمله به این مناطق به شمار میروند. در سال 1071 میلادى تقریبا تمامى اذربایجان و کردستان، تحت سلطهى سلجوقیان به رهبرى الب ارسلان درامد.
در دوران حکمرانى سلسلههاى ترکمنى از جمله اق قویونلو و قراقویونلو، خاک کردستان خونهاى به ناحق ریختهى فراوانى را در سینهى خود جاى داد. اما مرحلهى اێلى فشار و سرکوب و ارعاب کردها، همزمان با تاسیس سلسلهى صفوى میباشد. در این دوره مناطق مادکوه(ماکوی کنونی)، شاپور(سلماس کنونى)، ارومیه و موکریان لشکرکشیهاى متداولى را تجربه کردند. ایلات بزرگ کرد در این دوره طى چند مرحله بالاجبار به خراسان کوچانیده شدند و ایلات ترک جهت کنترل اوضاع منطقه و سرکوب نارضایتیهاى کردها، عازم دیار انان گشته و عملا بافت جمعیتى در بعضى مناطق به نفع ترکها دگرگون گشت. در دورهى صفوى علاوه بر ستم ملى، کردها از لحاظ مذهبى نیز قربانى فاناتیسم(تعصب دینى) حکمرانان گشتند. در دورهى قاجار جهت کنترل منطقهى مکریان، ایل "قرهپاپاخ" از مرزهاى شمالى ایران به دشت "سندوس "کوچانده شدند. این ایل ترکمنى از ان تاریخ تا به امروز به شیوهاى نااگاهانه و در برخى مواقع اگاهانه، توسط دولت مرکزى بعنوان اهرم فشارى علیه کردها، به خدمت گرفته شده است.
حضور ترک درباره آمدن ترکها به مناطق خاورمیانه چندین نظریه وجود دارد،ولی همگی در این مورد متفق القولند که انها مهاجر بوده و به منطقه آمده اند.محقق ایرانی سعید نفیسی در یکی از مقالات خود در این باره چنین نوشته است: «...در حدود آغاز قرن پنجم میلادی ایران از دو سو با دو نژاد بیگانه روبرو شده است.آنکه در مرزهای شمال شرقی ایران پدید امده ایرانیان بدان هفتال و تازیان گفته اند و در نظر تاریخ نویسان امروز قطعاً از نژاد ترک بوده اند و آنکه در مرزهای شمال غربی در پشت کوههای قفقاز پیدا شده آن را ایرانیان همیشه خزر نامیده اند و آن هم با تحقیقات امروزین مسلم است که از همین ترکان امروز بوده اند.
اما مغولان در پایان قرن ششم هجری و قرن سیزدهم میلادی پدید امده اند و چون با ترکان خویشاوندی نزدیک داشته اند از آن زمان بیشتر ترک و مغول را از یک نژاد دانسته اند...»
تا اوایل عباسیان،هیچ سند و روایتی مبنی بر تعلق ترک ها یا هیچ قوم دیگری که ساکن منطقه به ویژه در نواحی زیست کُردها باشد و ریشه ی نژاد ان به اورال و آلتایی رسد،موجود نیست.
تاریخ نویس کُرد امین زکی در کتاب تاریخ کُردستان تحت عنوان «کُرد در عصر فتوحات ترک» نوشته است:«گروهی از ترکان تا ارمنستان پیشروی کرده و در آنجا دست به قتل و غارت زدند و سپس عقب کشیده و به اطراف ارومیه حرکت نمودند و بر سر ابولهجا هازبنی ریختند،گر چه کُردها وارد جنگ سختی با آنان هم شدند اما بعلت تعداد زیاد لشکریان ترک،کُردهاشکست خورده و پراکنده شدند. خلاصه در استیلای ترک،ولایات کُرد که در مسیر راه بودند خسارات بسیاری متحمل شدند.نفاق و تفرقه ای که در بینشان بود به عنوان مانع نگذاشت بطور جمعی و برادرانه در برابر این امواج مقتدر بایستد و به همین علت مقاومت فردی و جداگانه ی آنها بی ثمر ماند و خسارات مالی و جانی بسیاری را متحمل شدند و هیچ قومی به اندازه ی کُرد در این گیروداراز بین نرفت،که ذاتاً از ابتدای تاریخ تا به امروز اگر بدقت بیندیشیم می بینیم که آشفتگی و ویرانی این قوم،همگی در نتیجه ی نفاق و تفرقه و عدم اتحاد بوده و تا این وضع ادامه یابد،زیر دست و پای دیگران خواهند بود...».
بدین ترتیب ترک و یا به عبارتی دقیق تر ایل،و قوم و ملت جداگانه ای با نام ترک،مغول یا آذری.... بود به کُردستان آمدند و در بعضی نقاط بطور انبوه سکنا گزیدند و چندین دولت تاسیس کردند.امواج بزرگ ترکی از کُردستان گذشته اند،از جمله خاندان سلجوقی،اتابکی،قره قوینلو، آق قوینلو...مرکز حکومت خود را درقلب کُردستان ایجاد کردند.بعدها ،حمله مغولان هم به ویژه لشکر کشی بزرگ هولاکوبه بغداد،و ایجاد پایتخت در مراغه نزدیک کُردستان و حملات تیمور لنگ،همگی ار کُردستان گذشتند.
موقعیت نا مناسب جغرافیایی کُردستان در اسکان و متراکم شدن ترکها در کُردستان نقشی موثرداشته است،حتی درگیری بزرگ ترکان سلجوقی با بیزانس ها که به سیطره یونانیان در آسیای صغیر پایان داد و موجب آغاز اسکان دائم وانتشار و نفوذ ترک در سراسر نواحی گردیدو بعدها موجب به وجود آمدن دولت عثمانی آنهم در ملاز گرد،(1071م)یعنی در سرزمین کُردستان روی داد.
|
کُردیم
پاد زهر ناسیونال شونیسم، نفرت ملی و ... گروهک پان ترک کرمهای خاکستری نگاهها را باید شست، چشمها تمیزند. کدام دست، دستم را میگیرد؟ همه گيتی تن است و ايران دل ... (نظامی گنجوی) تاملی در گفتار گروه های افراطی آذری در مورد ارومیه آرمان ما تشکیل دگرباره کردستانِ بزرگِ ایران زمین است پان ترک حتی پان ترک هم می خورد! |